هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او احساس می‌کند که عشقش نادیده گرفته شده و با وجود فداکاری‌هایش، خریداری ندارد. همچنین، از ناتوانی در بیان احساسات و غم‌های درونی خود می‌گوید و به تنهایی و بی‌توجهی دیگران اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و ممکن است برای آن‌ها جذاب نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عاشقانه و تنهایی نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۶۰۰ - خون من نیست به تشریف شهادت قابل

خون من نیست به تشریف شهادت قابل
ورنه اندیشه ازان غمزه خونخوارم نیست ۱

من که آب از جگر لعل برآرم به فسون
بوسه ای رنگ ازان لعل گهربارم نیست ۲

صائب از قحط خریدار خموشم، ورنه
گهری نیست که در سینه افگارم نیست ۳

بر دل نرم گران ناز خریدارم نیست
نخل مومم، غمی از سردی بازارم نیست ۴

طوطی از آینه هر چند به گفتار آمد
پیش آن آینه رو قدرت گفتارم نیست ۵

همچو دیوار ز بس واله این گلزارم
سر مویی خبر از سرزنش خارم نیست ۶

دخل دریا که بر او تنگ بود روی زمین
خرج یک روزه مژگان گهربارم نیست ۷

نور بیگانه بود برق سیه خانه من
شمع بالین به جز از دیده بیدارم نیست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۹۹ - من که در سر هوس طره دستارم نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۶۰۱ - آیتی چون خط مشکین تو در قرآن نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.