هوش مصنوعی:
این متن شعری است که مضامینی مانند گذرایی عمر، فانی بودن دنیا، صبر در برابر سختیها، و رهایی از تعلقات مادی را بیان میکند. شاعر از عناصر طبیعت مانند سرو، کوه، و پروانه برای انتقال مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به دانش ادبی و تجربه زندگی نیاز دارند تا بهطور کامل درک شوند.
غزل ۱۶۲۱ - سرو بالای تو از آب روانی برداشت
سرو بالای تو از آب روانی برداشت
کوه تمکین تو از خاک گرانی برداشت ۱
از اجل چاشنی قند مکرر یابد
در حیات آن که دل از عالم فانی برداشت ۲
می خورد خون جگر بیش ز ته جرعه عمر
بیشتر هر که تمتع ز جوانی برداشت ۳
دل ز جمعیت اسباب چو برداشتی است
آنقدر بار به دل نه که توانی برداشت ۴
از سبکروحی پروانه کباب است دلم
که ز جان دست به یک بال فشانی برداشت ۵
بر دلم درد گران بود ز بی حوصلگی
صبر ازین کوه گرانسنگ گرانی برداشت ۶
رنگ صائب به رخ می نتوانم دیدن
تا ز رخساره من رنگ خزانی برداشت ۷
کوه تمکین تو از خاک گرانی برداشت ۱
از اجل چاشنی قند مکرر یابد
در حیات آن که دل از عالم فانی برداشت ۲
می خورد خون جگر بیش ز ته جرعه عمر
بیشتر هر که تمتع ز جوانی برداشت ۳
دل ز جمعیت اسباب چو برداشتی است
آنقدر بار به دل نه که توانی برداشت ۴
از سبکروحی پروانه کباب است دلم
که ز جان دست به یک بال فشانی برداشت ۵
بر دلم درد گران بود ز بی حوصلگی
صبر ازین کوه گرانسنگ گرانی برداشت ۶
رنگ صائب به رخ می نتوانم دیدن
تا ز رخساره من رنگ خزانی برداشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۲۰ - تا من دلشده را دست ز گردن برداشت
گوهر بعدی:غزل ۱۶۲۲ - دل صد چاک اگر دست ز تن برمی داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.