هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، گذر زمان، و رهایی از دغدغه‌های دنیوی می‌پردازد. شاعر از عناصر طبیعت مانند شمع، مهتاب، سیلاب، و آتش برای بیان احساسات عمیق انسانی استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و نمادها نیاز به تجربه و دانش ادبی بیشتری دارند.

غزل ۱۶۲۷ - شب که بر انجمن آن شعله سیراب گذشت

شب که بر انجمن آن شعله سیراب گذشت
عرق شمع ز پیراهن مهتاب گذشت ۱

خنده کبک به کهسار زند تمکینش
آن که از خانه ما تند چو سیلاب گذشت ۲

دوش کان سرو روان سایه به مسجد افکند
چه ز خمیازه آغوش به محراب گذشت ۳

طی شد آن عهد که دل شکوه دوران می کرد
این جراحت ز برون دادن خوناب گذشت ۴

ای که از روی تو شد روی زمین آینه زار
باید از لغزش مستانه سیماب گذشت ۵

صاحب اشک ندامت غم دوزخ نخورد
می توان سالم از آتش به همین آب گذشت ۶

چون سیاووش مسلم گذرد از آتش
هر که مردانه تواند ز می ناب گذشت ۷

خون مرده است ز شب آنچه به غفلت گذرد
زنده دل آن که تواند ز سر خواب گذشت ۸

مغز را بوی دل سوخته از جا برداشت
تا که امروز ازین دشت جگرتاب گذشت؟ ۹

نیست در عالم اسباب، صفایی صائب
آن بود صاف که از پرده اسباب گذشت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۲۶ - پشت آیینه بود پرده مستوری زشت
گوهر بعدی:غزل ۱۶۲۸ - دل ازان زلف چلیپا نتوانست گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.