خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعاتی مانند خودپرستی، گذرایی زندگی، و تأثیر اعمال انسان بر سرنوشت او میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند حباب، بحر، و خرمن، ناپایداری هستی و پیامدهای منفی تکبر و هواپرستی را بیان میکند. در پایان، اشارهای به فنا و عروج معنوی دارد که تحت تأثیر اعمال انسان است.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و تلخ نسبت به رفتارهای انسانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۶۵۹ - پرستشی که مدام است می پرستی ماست
پرستشی که مدام است می پرستی ماست
شبی که صبح ندارد سیاه مستی ماست ۱
اگر چه هستی ما چون حباب یک نفس است
دل پر آبله بحر از هواپرستی ماست ۲
ز بخل نیست اگر بسته ایم راه سؤال
در آستین کف سایل ز پیشدستی ماست ۳
نهشت در سر ما مغز، پوچ گوییها
فنای خرمن هستی ز باد دستی ماست ۴
عروج مهر کند عمر سایه را کوتاه
بلند پایگی آسمان ز پستی ماست ۵
ز خود برآمدگانند محو حق صائب
گرفته ماه تمام از غبار هستی ماست ۶
شبی که صبح ندارد سیاه مستی ماست ۱
اگر چه هستی ما چون حباب یک نفس است
دل پر آبله بحر از هواپرستی ماست ۲
ز بخل نیست اگر بسته ایم راه سؤال
در آستین کف سایل ز پیشدستی ماست ۳
نهشت در سر ما مغز، پوچ گوییها
فنای خرمن هستی ز باد دستی ماست ۴
عروج مهر کند عمر سایه را کوتاه
بلند پایگی آسمان ز پستی ماست ۵
ز خود برآمدگانند محو حق صائب
گرفته ماه تمام از غبار هستی ماست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۵۸ - حضور دل نبود با عبادتی که مراست
گوهر بعدی:غزل ۱۶۶۰ - ترا که عالم آیینه عالم آب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.