هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، درد، معرفت، و ناپایداری دنیا میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند آیینه، آب، گوهر، و سیلاب، به بیان مفاهیم عمیق روحانی و انسانی میپردازد. در این شعر، عشق به عنوان محور اصلی معرفی شده و دردهای روحی و مادی در مقابل آن کوچک شمرده میشوند. همچنین، نقدی به ظاهرپرستی و زهد ریایی نیز وجود دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر برای درک و تجربه نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم مانند درد عشق، نقد زهد، و ناپایداری دنیا ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۶۶۰ - ترا که عالم آیینه عالم آب است
ترا که عالم آیینه عالم آب است
چه احتیاج به تحصیل باده ناب است؟ ۱
به گرد راز دل ما که می تواند گشت؟
خزینه گهر ما به مهر گرداب است ۲
ز عشق اگر نکنم گریه، نیست بیدردی
غبار خاطر من سنگ راه سیلاب است ۳
ز چهره گل سیراب، رنگ شد سفری
هنوز شبنم بیدرد در شکرخواب است ۴
دری که بر رخ زاهد به گل برآوردند
به چشم مردم ظاهرپرست محراب است ۵
گرفته است تب احتیاج عالم را
مدار چرخ تنک مایه هم به دولاب است ۶
ز سیل حادثه دلهای روشن آسوده است
درین خرابه متاعی که هست مهتاب است ۷
چرا صدف نکند چاک، سینه را صائب؟
درین زمانه که گوهرشناس نایاب است ۸
چه احتیاج به تحصیل باده ناب است؟ ۱
به گرد راز دل ما که می تواند گشت؟
خزینه گهر ما به مهر گرداب است ۲
ز عشق اگر نکنم گریه، نیست بیدردی
غبار خاطر من سنگ راه سیلاب است ۳
ز چهره گل سیراب، رنگ شد سفری
هنوز شبنم بیدرد در شکرخواب است ۴
دری که بر رخ زاهد به گل برآوردند
به چشم مردم ظاهرپرست محراب است ۵
گرفته است تب احتیاج عالم را
مدار چرخ تنک مایه هم به دولاب است ۶
ز سیل حادثه دلهای روشن آسوده است
درین خرابه متاعی که هست مهتاب است ۷
چرا صدف نکند چاک، سینه را صائب؟
درین زمانه که گوهرشناس نایاب است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۵۹ - پرستشی که مدام است می پرستی ماست
گوهر بعدی:غزل ۱۶۶۱ - به چشم خفته شکرخواب اگر چه مهتاب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.