هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعاره‌های زیبا، به توصیف عشق و علاقه‌ی عمیق شاعر به معشوق می‌پردازد. شاعر از صبر و استقامت، زیبایی‌های معشوق، و درد عشق سخن می‌گوید و در نهایت به قناعت و رضایت در عشق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.

غزل ۱۶۷۱ - بنای صبر که همسنگ کوه الوندست

بنای صبر که همسنگ کوه الوندست
به یک اشاره موی میان او بندست ۱

کجا ز دامن این دشت می تواند رفت؟
ز چشم آهو، مجنون ما نظر بندست ۲

به یک اشاره گره می گشاید از ابرو
فغان که بند قبای تو سست پیوندست ۳

قسم به مصحف خط غبار عارض تو
که پیش خط دلم از زلف بیشتر بندست ۴

گلوی خامه ز وصفش چو شمع می سوزد
چه چاشنی است که با آن دهان چو قندست ۵

به توتیا نکنم چشم التفات سیاه
به خاک پای تو چشمی که آرزومندست ۶

تلاش بوسه نداریم چون هوسناکان
نگاه ما به نگاهی ز دور خرسندست ۷

به پاره دل و لخت جگر قناعت کن
که نان خلق گلوگیرتر ز سوگندست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۷۰ - نهال شمع ز سبزی ازان برومندست
گوهر بعدی:غزل ۱۶۷۲ - به حرف سرد نصیحت زوال ما بندست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.