هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، بیانگر درد و رنج عشق نافرجام و ناامیدی از دنیا است. شاعر از دل سوخته، ناکامی‌ها، و بی‌رنگی دل در جهان می‌گوید. او از جنگ درونی خود با عشق و ستارگان سخن می‌گوید و امیدهایش را در هنر ناامید می‌بیند. در نهایت، شاعر به دنبال راهی برای رهایی از این دردهاست.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در شعر، مانند ناامیدی، رنج عشق، و جستجوی معنا، برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است سنگین و پیچیده باشد. درک این مضامین نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی بیشتری دارد.

غزل ۱۷۰۳ - حضور سوخته عشق در دل تنگ است

حضور سوخته عشق در دل تنگ است
که آرمیده بود تا شرار در سنگ است ۱

ز خود چگونه برآیم، که آسمان بلند
ز بار خاطر من سبزه ته سنگ است ۲

ز رنگ عالم ایجاد، بوی خون شنود
کسی که روی دلش در جهان بیرنگ است ۳

دل رمیده به معشوق هم نمی سازد
که این پلنگ به ماه و ستاره در جنگ است ۴

بساط چرخ و گهرهای شاهوار نجوم
به چشم وحشت من دامنی پر از سنگ است ۵

امیدها به هنر داشتم، ندانستم
که بخت سبز بر آیینه هنر زنگ است ۶

فریب نازکی دست آن نگاه مخور
که در فشردن دل، سخت آهنین چنگ است ۷

همین که راه به دستت فتاد، راهی شو
که سنگ راه سبکرو، شمار فرسنگ است ۸

متاع هر دو جهان را به رونما دادیم
هنوز حسن غیور ترا ز ما ننگ است ۹

مگر زمین دگر از غبار دل سازیم
وگرنه روی زمین بر جنون ما تنگ است ۱۰

نمی بریم به میخانه دردسر صائب
شراب لعلی ما چهره های گلرنگ است ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۰۲ - ز خود برآ که سر کوی یار نزدیک است
گوهر بعدی:غزل ۱۷۰۴ - گرهگشای دل تنگ نغمه چنگ است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.