هوش مصنوعی: این متن به رابطه‌ی عمیق بین جهان و دل انسان می‌پردازد و بیان می‌کند که تمام هستی بازتابی از درون انسان است. شاعر تأکید می‌کند که آرزوهای نفسانی، انسان را از حقیقت دور می‌سازد و تنها با پاکی دل می‌توان به شناخت حقیقی رسید. همچنین، متن به مفاهیمی مانند عشق، حقیقت، و سفر روحانی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۷۱۲ - جهان و هر چه در او هست رونمای دل است

جهان و هر چه در او هست رونمای دل است
به هیچ جا نرود هر که آشنای دل است ۱

هوای نفس ترا کوچه گرد ساخته است
وگرنه نقد بود هر چه مدعای دل است ۲

اگر به خضر نگردد دچار در ظاهر
همان تپیدن پوشیده رهنمای دل است ۳

قدم برون منه از دل به سیر باغ و بهار
کدام غنچه این بوستان به جای دل است؟ ۴

ز چشمه آینه جویبار گردد صاف
صفای عالم ایجاد در صفای دل است ۵

ز طفل مشربی ما به خنده تن در داد
وگرنه غنچه شدن باغ دلگشای دل است ۶

ز تیغ یار عبث چشم خونبها دارد
به خون خویش زدن غوطه خونبهای دل است ۷

مبین به چشم تعجب درین بلند ایوان
که همچو آبله افتاده زیر پای دل است ۸

فضای بال گشایی درین خراب آباد
ز لامکان چو گذشتی همین فضای دل است ۹

نفس گداخته زان می کند سفر شب و روز
که در جهان نبود آنچه مدعای دل است ۱۰

به آفتاب حقیقت کسی رسد صائب
که همچو سایه شب و روز در قفای دل است ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۱۱ - حضور عالم ایجاد در قرار دل است
گوهر بعدی:غزل ۱۷۱۳ - فراغ بال طمع کردن از فلک خام است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.