هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و محبت به معشوق و تأثیرات روحانی و معنوی آن سخن میگوید. او از زیباییهای معشوق، خدمت به او، و امید به رحمت الهی صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۷۴۰ - خوشا دلی که نمکسود از ملاحت اوست
خوشا دلی که نمکسود از ملاحت اوست
کباب آتش بی زینهار طلعت اوست ۱
به سر دهند عزیزان گلستانش جای
چو سایه هر که گرفتار نخل قامت اوست ۲
سری کز افسر خورشید می ستاند باج
همان سرشت که در وی هوای خدمت اوست ۳
دهان شیر بود امن تر ز ناف غزال
مرا که جوشن داودی از حمایت اوست ۴
چه نسبت است به صبح آن بیاض گردن را؟
که فرد باطلی از دفتر صباحت اوست ۵
کسی است عاشق صادق چو صبح در آفاق
که صرف آه کند یک دو دم که قسمت اوست ۶
اگر ترا نظر موشکاف، احول نیست
نظام عالم کثرت دلیل وحدت اوست ۷
زمین سوخته را ابر می کند سرسبز
امید نامه صائب به ابر رحمت اوست ۸
کباب آتش بی زینهار طلعت اوست ۱
به سر دهند عزیزان گلستانش جای
چو سایه هر که گرفتار نخل قامت اوست ۲
سری کز افسر خورشید می ستاند باج
همان سرشت که در وی هوای خدمت اوست ۳
دهان شیر بود امن تر ز ناف غزال
مرا که جوشن داودی از حمایت اوست ۴
چه نسبت است به صبح آن بیاض گردن را؟
که فرد باطلی از دفتر صباحت اوست ۵
کسی است عاشق صادق چو صبح در آفاق
که صرف آه کند یک دو دم که قسمت اوست ۶
اگر ترا نظر موشکاف، احول نیست
نظام عالم کثرت دلیل وحدت اوست ۷
زمین سوخته را ابر می کند سرسبز
امید نامه صائب به ابر رحمت اوست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۳۹ - گلی که طرح دهد رخ به نوبهار این است
گوهر بعدی:غزل ۱۷۴۱ - ز درد، عشق مرا بی نیاز ساخته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.