هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مضامین عرفانی، فلسفی و اخلاقی سخن میگوید. در آن از مفاهیمی مانند بقا، رحمت الهی، حوادث زندگی، بیوفایی دنیا و تلاش برای رسیدن به حقیقت استفاده شده است. شاعر با بهکارگیری استعارهها و تشبیههای زیبا، مانند لعل جانفزا، چشمه بقا، و کشتزار زندگی، مخاطب را به تفکر دربارهی معنای زندگی و سرنوشت انسان دعوت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۷۵۳ - کسی که بوسه بر آن لعل جانفزا زده است
کسی که بوسه بر آن لعل جانفزا زده است
چو خضر غوطه به سر چشمه بقا زده است ۱
ز عطسه غنچه نشکفته در چمن نگذاشت
به کاکل که شبیخون دگر صبا زده است؟ ۲
نموده است گل آلود آب حیوان را
به زیر تیغ تو هر کس که دست و پا زده است ۳
به چشم سخت فلک آب رحم می گردد
کدام سنگدل آتش به کشت ما زده است؟ ۴
به باد رفت سر غنچه تا دهن وا کرد
که خنده ای ز ته دل به مدعازده است؟ ۵
ز آفتاب حوادث کباب زود شود
کسی که خواب به سر سایه هما زده است ۶
سفینه ای است درین بحر بیکنار مرا
که تخته بر سر تدبیر ناخدا زده است ۷
ز خون بی ادب خویش می کشم خجلت
که بوسه بر کف پای تو چون حنا زده است ۸
به سعی وا نشود دل، وگرنه دانه من
چو آب، قطره درین هفت آسیا زده است ۹
ز پیش زود رود پای کوته اندیشی
که تکیه در ره سیلاب بر عصا زده است ۱۰
برون ز بحر گهر می رود به دست تهی
حباب وار گره هر که بر هوا زده است ۱۱
ز خواب امن کسی بهره می برد صائب
که پشت پای به دنیای بیوفا زده است ۱۲
چو خضر غوطه به سر چشمه بقا زده است ۱
ز عطسه غنچه نشکفته در چمن نگذاشت
به کاکل که شبیخون دگر صبا زده است؟ ۲
نموده است گل آلود آب حیوان را
به زیر تیغ تو هر کس که دست و پا زده است ۳
به چشم سخت فلک آب رحم می گردد
کدام سنگدل آتش به کشت ما زده است؟ ۴
به باد رفت سر غنچه تا دهن وا کرد
که خنده ای ز ته دل به مدعازده است؟ ۵
ز آفتاب حوادث کباب زود شود
کسی که خواب به سر سایه هما زده است ۶
سفینه ای است درین بحر بیکنار مرا
که تخته بر سر تدبیر ناخدا زده است ۷
ز خون بی ادب خویش می کشم خجلت
که بوسه بر کف پای تو چون حنا زده است ۸
به سعی وا نشود دل، وگرنه دانه من
چو آب، قطره درین هفت آسیا زده است ۹
ز پیش زود رود پای کوته اندیشی
که تکیه در ره سیلاب بر عصا زده است ۱۰
برون ز بحر گهر می رود به دست تهی
حباب وار گره هر که بر هوا زده است ۱۱
ز خواب امن کسی بهره می برد صائب
که پشت پای به دنیای بیوفا زده است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۵۲ - ز خاک همچون هدف هر که سر برآورده است
گوهر بعدی:غزل ۱۷۵۴ - رفو به چاک دل خسته هیچ کس نزده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.