هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر دردها و رنج‌های عاشقانه و وجودی است. شاعر از ناملایمات زندگی، بی‌وفایی دنیا، و رنج‌های عشق سخن می‌گوید و با تصاویر شاعرانه‌ای مانند لاله‌زار، ابر بهار، و مار، احساسات خود را به تصویر می‌کشد. در نهایت، به نظر می‌رسد شاعر به نوعی تسلیم و رهایی از غم‌های دنیوی رسیده است.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر شاعرانه مانند 'زهرگویی از بن دندان مار' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

غزل ۱۸۵۳ - سر جوش داغ بر دل ما نوبهار ریخت

سر جوش داغ بر دل ما نوبهار ریخت
دردی که ماند بر جگر لاله زار ریخت ۱

بی وقت هر که همچو صدف لب نکرد باز
ابر بهارش آب گهر در کنار ریخت ۲

عاشق به شوربختی من نیست در جهان
برخاستم ز جا، نمکم از کنار ریخت ۳

هر جا که شد ترانه ما انجمن فروز
گردید آب نغمه و از زلف تار ریخت ۴

شور جزا، ذخیره فردای خویش را
امروز بر جراحت این دل فگار ریخت ۵

از رشک قرب شانه دلم شاخ شاخ شد
این زهرگویی از بن دندان مار ریخت ۶

آن کس که دشنه در گذر ما به خاک کرد
در رهگذار برق سبکسیر، خار ریخت ۷

با ترک هستی از غم ایام فارغم
آسوده شد ز سنگ، درختی که بار ریخت ۸

مشاطه دماغ پریشان عالم است
صائب هر آنچه از قلم مشکبار ریخت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۵۲ - آن روی لاله رنگ مرا در نقاب سوخت
گوهر بعدی:غزل ۱۸۵۴ - باران چو انجم از فلک گریه تاک ریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.