هوش مصنوعی: این متن شعری است که به جستجوی ارزش‌های گمشده مانند آبرو، پاکی، و حقیقت می‌پردازد. شاعر از نبودِ آرامش، صداقت، و معنویت در جهان شکایت دارد و به دنبال پاسخ‌هایی برای پرسش‌های عمیق خود است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، لحن شعر حاوی اندوه و ناامیدی است که نیاز به درک و بلوغ عاطفی دارد.

غزل ۱۸۶۱ - رویی کز او نریخته است آبرو کجاست؟

رویی کز او نریخته است آبرو کجاست؟
ابرتری که تازه شود جان ازو کجاست؟ ۱

تا چون حریم کعبه بگردم به گرد او
یارب درین جهان دل بی آرزو کجاست؟ ۲

از تهمت است پیرهن ماه مصر چاک
دامان عصمتی که ندارد رفو کجاست؟ ۳

هر چند صیقلی کند آیینه روی خویش
آن جوهری که با تو شود روبرو کجاست؟ ۴

چون طوطیان ز من نکشد آبگینه حرف
جز عکس خود مرا طرف گفتگو کجاست؟ ۵

آبی جز آب تیغ که از چشم شور خلق
لب تشنه را گره نشود در گلو کجاست؟ ۶

صائب ز بس که بر سر هم ریخته است دل
ره شانه را به کاکل آن فتنه جو کجاست؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۶۰ - چشم خوشی که مست و خرابش شوم کجاست؟
گوهر بعدی:غزل ۱۸۶۲ - شد مدتی که خشت سر خم کتاب ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.