هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، به بیان بی‌نیازی عشق حقیقی از زینت‌های ظاهری و تأکید بر سادگی و خلوص می‌پردازد. شاعر با پرسش‌های بلاغی نشان می‌دهد که زیبایی و کمال ذاتی نیاز به آرایه‌های بیرونی ندارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل زیبایی‌شناسی شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۸۷۵ - روی ترا به زلف معنبر چه حاجت است؟

روی ترا به زلف معنبر چه حاجت است؟
این شعله را به بال سمندر چه حاجت است؟ ۱

دربند زلف و کاکل عنبرفشان مباش
حسن ترا سیاهی لشکر چه حاجت است؟ ۲

بی خال، چهره تو دل از دست می برد
خورشید را به یاری اختر چه حاجت است؟ ۳

شبنم به آفتاب کجا آبرو دهد؟
گوش ترا به حلقه گهر چه حاجت است؟ ۴

دریاکشان می از دل خم نوش می کنند
آن را که ظرف هست به ساغر چه حاجت است؟ ۵

بال هما را به سایه نشینان گذاشتیم
با داغ عشق، زینت افسر چه حاجت است؟ ۶

احوال ما به تیغ تو چون آب روشن است
عرض نیاز تشنه به کوثر چه حاجت است؟ ۷

هر جا که شعر صائب شیرین کلام هست
آب حیات و چشمه کوثر چه حاجت است؟ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۸۷۴ - خاطر چو خرم است به صهبا چه حاجت است؟
گوهر بعدی:غزل ۱۸۷۶ - با چهره شکفته گلستان چه حاجت است؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.