هوش مصنوعی: شاعر در این متن از آرزوها و تمایلات عمیق خود سخن می‌گوید، از جمله میل به آزادی، عشق، رهایی از رنج‌ها، و جستجوی حقیقت. او از مفاهیمی مانند عشق، درد، امید، و جستجوی معنویت استفاده می‌کند تا احساسات درونی خود را بیان کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.

غزل ۱۹۵۱ - دستی به جام باده حمرایم آرزوست

دستی به جام باده حمرایم آرزوست
دست دگر به گردن مینایم آرزوست ۱

چون ریگ، سیر دامن صحرایم آرزوست
تخت روان ز آبله پایم آرزوست ۲

پرگاروار با قدم آهنین خویش
گشتن به گرد نقطه سودایم آرزوست ۳

تا از جگر برآورم این خارها که هست
از دهر سوزنی چو مسیحایم آرزوست ۴

گردد ز بیم سوختن خود کباب من
بیدرد را گمان که تماشایم آرزوست ۵

نتوان به عیب خویش رسیدن ز راه چشم
آیینه داری از دل بینایم آرزوست ۶

آیینه ام سیه شده از قحط همنفس
روشنگری ز طوطی گویایم آرزوست ۷

امید بوسه از دهن تنگ آن نگار
بیجاست گر چه، خواهش بیجایم آرزوست ۸

زان دم که چشم من به سراپای او فتاد
گشتم تمام چشم و سراپایم آرزوست ۹

عالم به چشم من دل فرعون گشته است
صبح امید ازان ید بیضایم آرزوست ۱۰

صائب بهشت اگر چه نیاید به چشم من
دزدیده دیدن رخ زیبایم آرزوست ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۵۰ - نه تخت جم، نه ملک سلیمانم آرزوست
گوهر بعدی:غزل ۱۹۵۲ - تا خط به دور ماه رخت هاله بسته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.