هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر طبیعت مانند شکوفه، غنچه، سیلاب و کوه، به بیان حالات روحی و عاطفی انسان میپردازد. شاعر از ناپایداری زندگی، غم و اندوه درونی، و اهمیت توکل به خدا سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، پرداختن به موضوعاتی مانند غم و ناپایداری زندگی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۹۷۲ - روی شکفته شاهد جان فسرده است
روی شکفته شاهد جان فسرده است
آواز خنده شیون دلهای مرده است ۱
دخل تو گر چه جز نفسی چند بیش نیست
خرجت ز کیسه نفس ناشمرده است ۲
چون غنچه این بساط که بر خویش چیده ای
تا می کشی نفس همه را باد برده است ۳
سیلاب را ز سایه زمین گیر می کند
کوه غمی که در دل من پا فشرده است ۴
صائب چو موج از خطر بحر ایمن است
هر کس عنان به دست توکل سپرده است ۵
آواز خنده شیون دلهای مرده است ۱
دخل تو گر چه جز نفسی چند بیش نیست
خرجت ز کیسه نفس ناشمرده است ۲
چون غنچه این بساط که بر خویش چیده ای
تا می کشی نفس همه را باد برده است ۳
سیلاب را ز سایه زمین گیر می کند
کوه غمی که در دل من پا فشرده است ۴
صائب چو موج از خطر بحر ایمن است
هر کس عنان به دست توکل سپرده است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۷۱ - عشقم هنوز جای به گلخن نداده است
گوهر بعدی:غزل ۱۹۷۳ - دل را ز کینه هر که سبکبار کرده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.