هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق، محبت، و رسیدن به آرامش و رضایت است. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، صبر، قناعت، و رسیدن به حقیقت سخن می‌گوید و از تجربیات شخصی خود در این مسیر یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات به تجربیات عاطفی و روحی پیچیده نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.

غزل ۱۹۸۸ - تا سینه ام به داغ محبت رسیده است

تا سینه ام به داغ محبت رسیده است
پروانه ام به مهر نبوت رسیده است ۱

تا دل ز خارخار تمنا شده است پاک
بیمار من به بیشتر راحت رسیده است ۲

نی می کند به ناخن من دیده شکر
تا مور من به خاک قناعت رسیده است ۳

از بوی پیرهن گذرم آستین فشان
تا دست من به دامن فرصت رسیده است ۴

گوهر شده است قطره سیماب جلوه ام
تا دیده ام به عالم حیرت رسیده است ۵

لذت ز بوسه دهن مار می برم
تا پای من به حلقه صحبت رسیده است ۶

یک عمر غوطه در جگر خاک خورده ام
تا ریشه ام به اشک ندامت رسیده است ۷

دزدیده ام ز ننگ گرفتن در آستین
دستم اگر به دامن دولت رسیده است ۸

غیرت شده است مهر دهان، ورنه عمرهاست
طومار صبر من به نهایت رسیده است ۹

گوهر شده است در صدف قدر دانیم
گر قطره ای ز ابر مروت رسیده است ۱۰

سیری ز دیدن تو ندارد نگاه من
چون قحط دیده ای که به نعمت رسیده است ۱۱

کشتی ز چار موجه به ساحل رسانده است
صائب ز صحبت آن که به خلوت رسیده است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۸۷ - تا دست من به گردن مینا رسیده است
گوهر بعدی:غزل ۱۹۸۹ - نور شکوه حق ز مقابل رسیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.