خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از فیض سعیدای نقشبند با استفاده از تصاویر و استعارههای عرفانی، به موضوعاتی مانند رسیدن به حقیقت، سفر روحانی، و کمال وجودی انسان میپردازد. شاعر از عناصری مانند نور، آینه، آب، و ساحل برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی استفاده کرده است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۱۹۸۹ - نور شکوه حق ز مقابل رسیده است
نور شکوه حق ز مقابل رسیده است
وقت شکست آینه دل رسیده است ۱
آب ستاده آینه زنگ بسته است
بیچاره رهروی که به منزل رسیده است ۲
با جذبه محیط همان در کشاکش است
هر چند موج بر لب ساحل رسیده است ۳
ما را به عیب لاغری از صیدگه مران
کز تار سبحه فیض به صد دل رسیده است ۴
تا شعله می زند به میان دامن سفر
صد کاروان شرار به منزل رسیده است ۵
تا گوهر وجود ترا نقش بسته است
جان محیط بر لب ساحل رسیده است ۶
صد پیرهن عرق گل خورشید کرده است
تا میوه وجود تو کامل رسیده است ۷
این خوش غزل ز فیض سعیدای نقشبند
صائب ز بحر دل به انامل رسیده است ۸
وقت شکست آینه دل رسیده است ۱
آب ستاده آینه زنگ بسته است
بیچاره رهروی که به منزل رسیده است ۲
با جذبه محیط همان در کشاکش است
هر چند موج بر لب ساحل رسیده است ۳
ما را به عیب لاغری از صیدگه مران
کز تار سبحه فیض به صد دل رسیده است ۴
تا شعله می زند به میان دامن سفر
صد کاروان شرار به منزل رسیده است ۵
تا گوهر وجود ترا نقش بسته است
جان محیط بر لب ساحل رسیده است ۶
صد پیرهن عرق گل خورشید کرده است
تا میوه وجود تو کامل رسیده است ۷
این خوش غزل ز فیض سعیدای نقشبند
صائب ز بحر دل به انامل رسیده است ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۸۸ - تا سینه ام به داغ محبت رسیده است
گوهر بعدی:غزل ۱۹۹۰ - دل از حریم سینه به مژگان رسیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.