خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از تصاویر و استعارههای غنی برای توصیف عشق، زیبایی و احساسات عمیق استفاده میکند. در آن از عناصری مانند عقیق، لعل، لالهزار، زلف، پیاله شراب، یوسف و پروانه برای بیان مفاهیم عاشقانه و عرفانی بهره گرفته شده است.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی خواننده نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۰۸۶ - تا از عقیق او به بدخشان سخن گذشت
تا از عقیق او به بدخشان سخن گذشت
از سنگ، لعل چون عرق از پیرهن گذشت ۱
دامان چین ز عطسه خون لاله زار شد
از بس نسیم زلف به مغز ختن گذشت ۲
گرد لب پیاله که از مجلس شراب
حرفی برون نبرد اگر صد سخن گذشت ۳
یوسف ز شرم سر به گریبان چاه برد
تا از قماش پیرهن او سخن گذشت ۴
آتش ز روی صورت دیوار می چکد
پروانه چون تواند ازین انجمن گذشت؟ ۵
صائب کمال زلف در آشفته خاطری است
نتوان ز بیم ناخن دخل از سخن گذشت ۶
از سنگ، لعل چون عرق از پیرهن گذشت ۱
دامان چین ز عطسه خون لاله زار شد
از بس نسیم زلف به مغز ختن گذشت ۲
گرد لب پیاله که از مجلس شراب
حرفی برون نبرد اگر صد سخن گذشت ۳
یوسف ز شرم سر به گریبان چاه برد
تا از قماش پیرهن او سخن گذشت ۴
آتش ز روی صورت دیوار می چکد
پروانه چون تواند ازین انجمن گذشت؟ ۵
صائب کمال زلف در آشفته خاطری است
نتوان ز بیم ناخن دخل از سخن گذشت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۸۵ - روزی که حرف عشق مرا بر زبان گذشت
گوهر بعدی:غزل ۲۰۸۷ - از داغ، روشنی جگر پاره پاره یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.