هوش مصنوعی: این متن شعری است که از مضامین عرفانی، فلسفی و اجتماعی بهره می‌برد. در آن از مفاهیمی مانند رنج، صبر، تسلیم، طمع، بی‌نیازی و رضا سخن گفته شده است. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند اشک، کوه غم، سنگ، طوطی و دریا، احساسات عمیق انسانی را بیان می‌کند. در پایان، شاعر به مفهوم رضا و تسلیم در برابر تقدیر اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۰۹۵ - چشمی که از غبار خطش توتیا گرفت

چشمی که از غبار خطش توتیا گرفت
از اشک خویش دامن آب بقا گرفت ۱

در زیر تیغ، قهقهه کبک می زند
کوه غم تو در دل هر کس که جا گرفت ۲

چون سنگ بر دلش سخن ما گران شده است
طوطی خطی که آینه از دست ما گرفت ۳

خون امیدوار مرا پایمال ساخت
سنگین دلی که دست ترا در حنا گرفت ۴

از زاهدان حلاوت طاعت طمع مدار
شکر نمی توان ز نی بوریا گرفت ۵

آسوده شد ز کشمکش آرزوی خام
دستی که دامن دل بی مدعا گرفت ۶

آن قاتلی کز اوست مرا چشم خونبها
خواهد به مزد دست ز من خونبها گرفت ۷

بر هر چه بی نیازی ما آستین فشاند
در روز بازخواست همان دست ما گرفت ۸

آید مگر به لنگر تسلیم برقرار
بحری که شورش از نفس ناخدا گرفت ۹

صائب به آشنایی بحر اعتماد نیست
این ناشناخت دست کدام آشنا گرفت؟ ۱۰

صائب بهشت نسیه خود را نمود نقد
امروز هر که جا به مقام رضا گرفت ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۹۴ - هر زنده دل که جا به مقام رضا گرفت
گوهر بعدی:غزل ۲۰۹۶ - دل راه اشک گرم به مژگان تر گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.