هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، حالتی از مستی، عشق، رنج و ندامت را به تصویر می‌کشد. شاعر از بی‌خوابی، اشک، عشق نافرجام، ستمکاری و رنج‌های عاشقانه سخن می‌گوید. همچنین، مفاهیمی مانند مستی، خرابی، گل و باده نیز به‌کار رفته‌اند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مستی و رنج ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

غزل ۲۱۱۷ - بر هر که نظر می فکنم مست و خراب است

بر هر که نظر می فکنم مست و خراب است
بیداری این طایفه خمیازه خواب است ۱

بی اشک ندامت نبود عشرت این باغ
از خنده گل آنچه بجامانده گلاب است ۲

چون اخگرسوزان، دل ما سوختگان را
گر قطره آبی است همین اشک کباب است ۳

دیوان مکافات به ظالم نکند رحم
خط حسن ستمکار ترا پای حساب است ۴

چون ماه نو از دیدن ما چشم مپوشید
کز قامت خم هستی ما پا به رکاب است ۵

هر خیره نگاهی نتواند ز تو گل چید
آتش ز تماشای تو یک چشم پر آب است ۶

با جنگ، بدآموز مرا خوی تو کرده است
مقصود من از نامه نه امید جواب است ۷

دیوار خرابی که عمارت نپذیرد
مستی است که در پای خم باده خراب است ۸

کیفیت می می برم از چهره محجوب
رخسار عرقناک، مرا عالم آب است ۹

در مشت گلی نیست که صد نکته نهان نیست
در دیده صاحب نظران خشت کتاب است ۱۰

هر کس که خموش است درین میکده صائب
چون کوزه لب بسته پر از باده ناب است ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۱۱۶ - چشم تو عجب نیست اگر مست و خراب است
گوهر بعدی:غزل ۲۱۱۸ - در عالم فانی که بقا پا به رکاب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.