هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، رهایی، سعادت و حسرت میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی آزاد و رها از قید و بندها یاد میکند و به مفاهیمی مانند دلبستگی، رنج عشق و جستجوی سعادت اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۲۱۲۳ - سرگرم تمنای تو فارغ ز گزندست
سرگرم تمنای تو فارغ ز گزندست
مجنون ترا دانه زنجیر سپندست ۱
با خانه به دوشان چه کند خانه خرابی؟
ایمن بود از سیل زمینی که بلندست ۲
آنجا که غزال تو کند سرکشی آغاز
یک حلقه ز پیچ و خم صیاد، کمندست ۳
بی ریزش باران دل مستان نگشاید
از ابر خورد آب، دماغی که بلندست ۴
از خنده کنان خون به دل عقده گشایان
در ظاهر اگر غنچه ما بیهده خندست ۵
دل را نخراشد نفس مردم آزاد
نی را اثر ناله ز بسیاری بندست ۶
از کامروایان دل بیدار مجویید
در خواب رود هر که بر این پشت سمندست ۷
در کعبه و بتخانه اقامت نکند عشق
این سیل سبکسیر، سبکبار ز بندست ۸
خاموش که در مشرب دریاکش عاشق
تلخی که گوارا نشود تلخی پندست ۹
دستی که به دل عاشق بیتاب گذارد
در گردن معشوق ز انداز بلندست ۱۰
با نامه پیچیده شود حشر، قیامت
از حیرت روی تو زبانی که به بندست ۱۱
کوته نظران آنچه شمارند سعادت
چون دیده دل باز شود حسرت چندست ۱۲
از خویش برون آی که پیراهن بادام
از پوست چو زد خیمه برون، پرده قندست ۱۳
صائب به جز از معنی بیگانه ما نیست
امروز غزالی که سزاوار کمندست ۱۴
مجنون ترا دانه زنجیر سپندست ۱
با خانه به دوشان چه کند خانه خرابی؟
ایمن بود از سیل زمینی که بلندست ۲
آنجا که غزال تو کند سرکشی آغاز
یک حلقه ز پیچ و خم صیاد، کمندست ۳
بی ریزش باران دل مستان نگشاید
از ابر خورد آب، دماغی که بلندست ۴
از خنده کنان خون به دل عقده گشایان
در ظاهر اگر غنچه ما بیهده خندست ۵
دل را نخراشد نفس مردم آزاد
نی را اثر ناله ز بسیاری بندست ۶
از کامروایان دل بیدار مجویید
در خواب رود هر که بر این پشت سمندست ۷
در کعبه و بتخانه اقامت نکند عشق
این سیل سبکسیر، سبکبار ز بندست ۸
خاموش که در مشرب دریاکش عاشق
تلخی که گوارا نشود تلخی پندست ۹
دستی که به دل عاشق بیتاب گذارد
در گردن معشوق ز انداز بلندست ۱۰
با نامه پیچیده شود حشر، قیامت
از حیرت روی تو زبانی که به بندست ۱۱
کوته نظران آنچه شمارند سعادت
چون دیده دل باز شود حسرت چندست ۱۲
از خویش برون آی که پیراهن بادام
از پوست چو زد خیمه برون، پرده قندست ۱۳
صائب به جز از معنی بیگانه ما نیست
امروز غزالی که سزاوار کمندست ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۲۲ - روشنگر آیینه دلها دم صبح است
گوهر بعدی:غزل ۲۱۲۴ - واعظ نه ترا پایه گفتار بلندست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.