هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مضامینی مانند غم، عشق، تلخیهای زندگی، امید و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از درد دل، تلاش برای شیرینکردن سختیها، و مبارزه با مشکلات زندگی میگوید. همچنین، اشارههایی به خودبینی، ناتوانی در رهایی از زنگارهای درونی، و دشواریهای مسیر زندگی دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تلخیهای زندگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۲۳۲۳ - غم ز دل بیرون مرا کی باده احمر برد؟
غم ز دل بیرون مرا کی باده احمر برد؟
زردی از آیینه هیهات است روشنگر برد ۱
تلخ گویان را دهن شیرین کنم از نوشخند
بشکند چون نیشکر هر کس مرا، شکر برد ۲
بر سبکباران بود موج خطر باد مراد
کف سلامت کشتی از دریای بی لنگر برد ۳
هر که سازد همچون غواصان نفس در دل گره
از محیط تلخرو دامان پر گوهر برد ۴
اهل دوست نیست ممکن ترک خودبینی کنند
زنگ ازین آیینه نتوانست اسکندر برد ۵
در خزان بی برگ دیدن گلستان را مشکل است
مرغ زیرک در بهاران سر به زیر پر برد ۶
با دل پرخون من ای تندخو کاوش مکن
صرفه هیهات است آتش زین کباب تر برد ۷
خاکیان اکثر گرفتارند در بند جهات
تا که بیرون مهره خود را ازین ششدر برد؟ ۸
نیست کار مرغ صائب سینه بر آتش زدن
نامه ما را به آن بدخو مگر صرصر برد ۹
زردی از آیینه هیهات است روشنگر برد ۱
تلخ گویان را دهن شیرین کنم از نوشخند
بشکند چون نیشکر هر کس مرا، شکر برد ۲
بر سبکباران بود موج خطر باد مراد
کف سلامت کشتی از دریای بی لنگر برد ۳
هر که سازد همچون غواصان نفس در دل گره
از محیط تلخرو دامان پر گوهر برد ۴
اهل دوست نیست ممکن ترک خودبینی کنند
زنگ ازین آیینه نتوانست اسکندر برد ۵
در خزان بی برگ دیدن گلستان را مشکل است
مرغ زیرک در بهاران سر به زیر پر برد ۶
با دل پرخون من ای تندخو کاوش مکن
صرفه هیهات است آتش زین کباب تر برد ۷
خاکیان اکثر گرفتارند در بند جهات
تا که بیرون مهره خود را ازین ششدر برد؟ ۸
نیست کار مرغ صائب سینه بر آتش زدن
نامه ما را به آن بدخو مگر صرصر برد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۲۲ - دل عبث چندین تقدیر الهی می تپد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۲۴ - رخت هستی زین جهان مختصر خواهیم برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.