هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، بیانگر درد فراق، عشق و غربت است. شاعر از مژگان معشوق، آیینه، طوطی، گلزار و دیگر نمادها برای بیان احساسات خود استفاده کرده است. او از زخم زبان، گریه و درد غربت میگوید و در نهایت، به بیفایده بودن برخی تلاشها اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۳۵۳ - کاوش مژگان او دل را قیامت زار کرد
کاوش مژگان او دل را قیامت زار کرد
خون گرم این مست خواب آلود را بیدار کرد ۱
صفحه آیینه از زنگ کدورت ساده بود
عکس طوطی این افق را مشرق زنگار کرد ۲
چون زنم مژگان به یکدیگر، که مژگان مرا
حیرت گلزار او خار سر دیوار کرد ۳
می شود پیراهن تن یوسف گم کرده را
هر که چشم خویش را از گریه چون دستار کرد ۴
در زبان هیچ کس زخم زبان نگذاشتم
جلوه مجنون من این دشت را بی خار کرد ۵
چند باشی در شکست کارم ای گردون، بس است
استخوانم را هجوم زخم جوهردار کرد ۶
سخت طفلانه است جوی شیر آوردن زسنگ
کوهکن بیهوده جان را در سر این کار کرد ۷
(من که باشم تا نمایم صورت احوال خود؟
حیرت رخسار او آیینه را ستار کرد) ۸
من که صائب در وطن حال غریبان داشتم
چون تواند درد غربت در دل من کار کرد؟ ۹
خون گرم این مست خواب آلود را بیدار کرد ۱
صفحه آیینه از زنگ کدورت ساده بود
عکس طوطی این افق را مشرق زنگار کرد ۲
چون زنم مژگان به یکدیگر، که مژگان مرا
حیرت گلزار او خار سر دیوار کرد ۳
می شود پیراهن تن یوسف گم کرده را
هر که چشم خویش را از گریه چون دستار کرد ۴
در زبان هیچ کس زخم زبان نگذاشتم
جلوه مجنون من این دشت را بی خار کرد ۵
چند باشی در شکست کارم ای گردون، بس است
استخوانم را هجوم زخم جوهردار کرد ۶
سخت طفلانه است جوی شیر آوردن زسنگ
کوهکن بیهوده جان را در سر این کار کرد ۷
(من که باشم تا نمایم صورت احوال خود؟
حیرت رخسار او آیینه را ستار کرد) ۸
من که صائب در وطن حال غریبان داشتم
چون تواند درد غربت در دل من کار کرد؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۵۲ - مرگ نتواند به ارباب سخن بیداد کرد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۵۴ - مهر خاموشی مرا گنجینه اسرار کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.