خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از بیتوجهی و فراموشی معشوق یا دوستش شکایت دارد. با وجود عشق و فداکاریهای او، طرف مقابل به یادش نیست و حتی کوچکترین توجهی به او نمیکند. شاعر از این بیوفایی و ناسپاسی رنجیده و احساس میکند که تمام تلاشهایش بیثمر بودهاند.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و ناامیدی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، این سطح از تحلیل احساسات و روابط انسانی معمولاً برای مخاطبان با درک بالاتر مناسب است.
غزل ۲۳۷۸ - یاد باد آن بی حقیقت را که یاد ما نکرد
یاد باد آن بی حقیقت را که یاد ما نکرد
بر فلک شد دود آه ما و سر بالا نکرد ۱
بوسه ها پیچید در مکتوب بهر دیگران
وز تریها نامه خشکی به ما انشا نکرد ۲
گرچه آمد نخلش از دست دعای ما به بار
در برومندی به برگ سبز یاد ما نکرد ۳
گرچه گردیدیم خاک راهش از روی نیاز
زیر پای خود نگاه از ناز و استغنا نکرد ۴
بر فلک شد دود آه ما و سر بالا نکرد ۱
بوسه ها پیچید در مکتوب بهر دیگران
وز تریها نامه خشکی به ما انشا نکرد ۲
گرچه آمد نخلش از دست دعای ما به بار
در برومندی به برگ سبز یاد ما نکرد ۳
گرچه گردیدیم خاک راهش از روی نیاز
زیر پای خود نگاه از ناز و استغنا نکرد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۷۷ - ناله نی بند بندم را زهم بیگانه کرد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۷۹ - چاره سودای ما پند نصیحتگر نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.