هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مضامین عاشقانه، فلسفی و عرفانی بهره میبرد. شاعر از ناکامیها، دردها و ناامیدیهای خود سخن میگوید و به مفاهیمی مانند عشق، انتظار، رنج و ناپایداری زندگی اشاره میکند. همچنین، از طبیعت و عناصری مانند دریا، گل، پروانه و شمع به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات خود استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارند.
غزل ۲۳۷۹ - چاره سودای ما پند نصیحتگر نکرد
چاره سودای ما پند نصیحتگر نکرد
تلخی دریا علاج خامی عنبر نکرد ۱
حیرت رویش به مژگان فرصت جنبش نداد
موج دست و پا درین بحر گران لنگر نکرد ۲
تا نزد مهر خموشی بر دهن با صد زبان
بوستان پیرا دهان غنچه را پر زد نکرد ۳
گرچه چشم انتظار ما ید بیضا نمود
بوی پیراهن سر از جیب مروت بر نکرد ۴
گرچه عمری خویش را هموار کرد از پیچ و تاب
رشته ما را کسی شیرازه گوهر نکرد ۵
همت ما پست ماند از پستی سقف فلک
شعله ما راست قد خود درین محمر نکرد ۶
ریخت اشک آتشین در ماتم پروانه شمع
عالمی را سوخت آن بیرحم و چشمی تر نکرد ۷
عالم پرشور گلزاری است بر روشندلان
تلخی دریا اثر در طینت گوهر نکرد ۸
دل فراموش کرد در زلف سیاه او مرا
خضر در روز سیه پروای اسکندر نکرد ۹
تا غبارم سرمه چشم تماشایی نشد
درد سنگین مرا آن سنگدل باور نکرد ۱۰
تنگی گردون پر و بال مرا درهم شکست
بیضه فولاد این بیداد بر جوهر نکرد ۱۱
صائب از تعجیل ایام بهاران غافل است
هر که صاف و درد را چون لاله یک ساغر نکرد ۱۲
تلخی دریا علاج خامی عنبر نکرد ۱
حیرت رویش به مژگان فرصت جنبش نداد
موج دست و پا درین بحر گران لنگر نکرد ۲
تا نزد مهر خموشی بر دهن با صد زبان
بوستان پیرا دهان غنچه را پر زد نکرد ۳
گرچه چشم انتظار ما ید بیضا نمود
بوی پیراهن سر از جیب مروت بر نکرد ۴
گرچه عمری خویش را هموار کرد از پیچ و تاب
رشته ما را کسی شیرازه گوهر نکرد ۵
همت ما پست ماند از پستی سقف فلک
شعله ما راست قد خود درین محمر نکرد ۶
ریخت اشک آتشین در ماتم پروانه شمع
عالمی را سوخت آن بیرحم و چشمی تر نکرد ۷
عالم پرشور گلزاری است بر روشندلان
تلخی دریا اثر در طینت گوهر نکرد ۸
دل فراموش کرد در زلف سیاه او مرا
خضر در روز سیه پروای اسکندر نکرد ۹
تا غبارم سرمه چشم تماشایی نشد
درد سنگین مرا آن سنگدل باور نکرد ۱۰
تنگی گردون پر و بال مرا درهم شکست
بیضه فولاد این بیداد بر جوهر نکرد ۱۱
صائب از تعجیل ایام بهاران غافل است
هر که صاف و درد را چون لاله یک ساغر نکرد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۷۸ - یاد باد آن بی حقیقت را که یاد ما نکرد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۸۰ - عمرها مشق جنون هر کس که چون مجنون نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.