هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، اسارت دل، طبیعت و مفاهیم عمیق زندگی سخن میگوید. او از زلف معشوق، دلهای اسیر، دریا و ماه، و مفاهیمی مانند توکل و پیری نیز استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۴۱۲ - بس که در زلف تو دلهای اسیران آب شد
بس که در زلف تو دلهای اسیران آب شد
حلقه های زلف یکسر حلقه گرداب شد ۱
روی او در دور خط دلخوش کن احباب شد
راه خود را پاک سازد خون چو مشک ناب شد ۲
من چه خاشاکم، که در بحر فلک ماه تمام
ز اشتیاق ماهی سیمین او قلاب شد ۳
بر لطیفان صحبت گوهر گرانی می کند
گوش گل را شبنم روشن گهر سیماب شد ۴
از بزرگان روی دل با خاکساران خوشنماست
بحر با آن منزلت روشنگر سیلاب شد ۵
صبح پیری کرد خواب غفلت ما را گران
بادبان بر کشتی ما پرده های خواب شد ۶
از توکل هر که پشت خویش بر دیوار داد
بی سخن خاک مراد خلق چون محراب شد ۷
در همین جا سر برآورد از گریبان بهشت
هر که را زخمی از آن شمشیر فتح الباب شد ۸
شانه از موج طراوت کشتی دریایی است
بس که در زلف تو دلهای اسیران آب شد ۹
هیچ کس را دل به من از دوستان صائب نسوخت
گرچه عمرم صرف در دلسوزی احباب شد ۱۰
حلقه های زلف یکسر حلقه گرداب شد ۱
روی او در دور خط دلخوش کن احباب شد
راه خود را پاک سازد خون چو مشک ناب شد ۲
من چه خاشاکم، که در بحر فلک ماه تمام
ز اشتیاق ماهی سیمین او قلاب شد ۳
بر لطیفان صحبت گوهر گرانی می کند
گوش گل را شبنم روشن گهر سیماب شد ۴
از بزرگان روی دل با خاکساران خوشنماست
بحر با آن منزلت روشنگر سیلاب شد ۵
صبح پیری کرد خواب غفلت ما را گران
بادبان بر کشتی ما پرده های خواب شد ۶
از توکل هر که پشت خویش بر دیوار داد
بی سخن خاک مراد خلق چون محراب شد ۷
در همین جا سر برآورد از گریبان بهشت
هر که را زخمی از آن شمشیر فتح الباب شد ۸
شانه از موج طراوت کشتی دریایی است
بس که در زلف تو دلهای اسیران آب شد ۹
هیچ کس را دل به من از دوستان صائب نسوخت
گرچه عمرم صرف در دلسوزی احباب شد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۱۱ - از حریص افزون به قانع فیض احسان می رسد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۱۳ - از گرفتاری دلم فارغ زپیچ و تاب شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.