هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد فراق و حسرت دوری از یار میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند صبح، گلها، خورشید، و دریا، احساسات خود را بیان میکند. او از پریشانی دل، بیقراری، و از دست دادن شیرازه زندگی سخن میگوید. همچنین، اشارهای به هنرمندان و بزرگان دارد و از تسلیم در برابر تقدیر میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۲۴۳۰ - از وصال یار داغ حسرت من تازه شد
از وصال یار داغ حسرت من تازه شد
همچو صبح از مهر تابان قسمتم خمیازه شد ۱
تا تو رفتی برگ عیش باغ بی شیرازه شد
خنده گلهای بیغم سر بسر خمیازه شد ۲
دل پریشان گشت تا شد دور ازان موی میان
می رود بر باد اوراقی که بی شیرازه شد ۳
دید تا طرف بناگوش و لب خندان تو
صبح بر خورشید تابان تلخ چون خمیازه شد ۴
خاطری فارغ ز فکر نوبهاران داشتند
داغ مرغان قفس از دیدن گل تازه شد ۵
می شود نام بزرگان از هنرمندان بلند
بیستون از تیشه فرهاد پرآوازه شد ۶
ساحل دریای بی پایان به جز تسلیم نیست
چاره حیرانی است حسنی را که بی اندازه شد ۷
داشت از دندان مرا شیرازه اوراق حیات
ریخت تا دندان، کتاب عمر بی شیرازه شد ۸
گرچه عرفی پرده ساز سخن را تازه کرد
این نوا از خامه صائب بلندآوازه شد ۹
همچو صبح از مهر تابان قسمتم خمیازه شد ۱
تا تو رفتی برگ عیش باغ بی شیرازه شد
خنده گلهای بیغم سر بسر خمیازه شد ۲
دل پریشان گشت تا شد دور ازان موی میان
می رود بر باد اوراقی که بی شیرازه شد ۳
دید تا طرف بناگوش و لب خندان تو
صبح بر خورشید تابان تلخ چون خمیازه شد ۴
خاطری فارغ ز فکر نوبهاران داشتند
داغ مرغان قفس از دیدن گل تازه شد ۵
می شود نام بزرگان از هنرمندان بلند
بیستون از تیشه فرهاد پرآوازه شد ۶
ساحل دریای بی پایان به جز تسلیم نیست
چاره حیرانی است حسنی را که بی اندازه شد ۷
داشت از دندان مرا شیرازه اوراق حیات
ریخت تا دندان، کتاب عمر بی شیرازه شد ۸
گرچه عرفی پرده ساز سخن را تازه کرد
این نوا از خامه صائب بلندآوازه شد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۲۹ - دل پریشان از پریشان گردی نظاره شد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۳۱ - هر سخنسازی به آن آیینه رو همخانه شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.