هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس تنهایی، بیحاصلی و ناامیدی خود سخن میگوید. او از نقاب زدن در جمعیت و ترس از آشکار شدن حال درونی خود میگوید. همچنین، به عشق، تقدیر و ناامیدی از دنیا اشاره میکند و از آرزوهای برآورده نشده خود مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تنهایی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۲۸۰۱ - نمی خواهم نقاب از صورت احوال من افتد
نمی خواهم نقاب از صورت احوال من افتد
که در جمعیت دلها خلل از حال من افتد ۱
مرا بی حاصلی برده است از یاد چمن پیرا
مگر ابری به فکر سبزه پامال من افتد ۲
سپهر از خرده بینی می شمارد دانه روزی
ز پیچ و تاب غیرت گر گره در بال من افتد ۳
درین گلزار هر کس را چو ابر از خاک بردارم
زهر برگی زبانی گردد و دنبال من افتد ۴
توانم حلقه ها در گوش کردن سرفرازان را
سر زلف تو گر در پنجه اقبال من افتد ۵
ز سیلاب می گلرنگ عالم می شود ویران
ز ساقی عکس اگر در جام مالامال من افتد ۶
به آن گرمی کف افسوس را بر یکدگر سایم
که آتش در سواد نامه اعمال من افتد ۷
ندارد عقل مهدی در خور کوه شکوه من
مگر سیمرغ عشق او به فکر زال من افتد ۸
ز وحشت می زنم بر کوچه دیوانگی صائب
بغیر از سنگ طفلان هر که در دنبال من افتد ۹
که در جمعیت دلها خلل از حال من افتد ۱
مرا بی حاصلی برده است از یاد چمن پیرا
مگر ابری به فکر سبزه پامال من افتد ۲
سپهر از خرده بینی می شمارد دانه روزی
ز پیچ و تاب غیرت گر گره در بال من افتد ۳
درین گلزار هر کس را چو ابر از خاک بردارم
زهر برگی زبانی گردد و دنبال من افتد ۴
توانم حلقه ها در گوش کردن سرفرازان را
سر زلف تو گر در پنجه اقبال من افتد ۵
ز سیلاب می گلرنگ عالم می شود ویران
ز ساقی عکس اگر در جام مالامال من افتد ۶
به آن گرمی کف افسوس را بر یکدگر سایم
که آتش در سواد نامه اعمال من افتد ۷
ندارد عقل مهدی در خور کوه شکوه من
مگر سیمرغ عشق او به فکر زال من افتد ۸
ز وحشت می زنم بر کوچه دیوانگی صائب
بغیر از سنگ طفلان هر که در دنبال من افتد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۰۰ - مبادا کافر از طاق دل پیر مغان افتد!
گوهر بعدی:غزل ۲۸۰۲ - زجوش مغز هر دم از سرم دستار می افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.