هوش مصنوعی:
این متن به مفاهیمی مانند آرامش درونی، سکون و حرکت، خودشناسی، و ارتباط با دیگران میپردازد. شاعر بیان میکند که آرامش واقعی در دنیای پرتلاطم یافت نمیشود و تنها با سکون و دروننگری میتوان به آن دست یافت. همچنین، تأکید میکند که انسان بدون شناخت خود نمیتواند با دیگران ارتباط عمیق برقرار کند و دنیای مادی نمیتواند دل آزاده را اسیر خود کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک مفاهیم مانند خودشناسی و آرامش درونی دارد.
غزل ۲۸۶۹ - دل آسوده در زیر فلک پیدا نمی گردد
دل آسوده در زیر فلک پیدا نمی گردد
زشورش قطره ای گوهر درین دریا نمی گردد ۱
فلک را نقطه خاک از سکون در چرخ می آرد
تو تا ساکن نگردی دل جهان پیما نمی گردد ۲
به قدر آشنایان دل زخلوت می کند وحشت
به خود هر کس که گردید آشنا تنها نمی گردد ۳
ز استقرار مرکز می شود پرگار پا برجا
به گرد سر، زمین را آسمان بیجا نمی گردد ۴
مرا روی سخن با خود بود از جمله عالم
که تا طوطی نبیند خویش را گویا نمی گردد ۵
نگیرد دامن سیل سبکرو هر خس و خاری
دل آزاده مغلوب غم دنیا نمی گردد ۶
ندارد حاصلی صائب به نیکان دوختن خود را
که سوزن دیده و راز صحبت عیسی نمی گردد ۷
زشورش قطره ای گوهر درین دریا نمی گردد ۱
فلک را نقطه خاک از سکون در چرخ می آرد
تو تا ساکن نگردی دل جهان پیما نمی گردد ۲
به قدر آشنایان دل زخلوت می کند وحشت
به خود هر کس که گردید آشنا تنها نمی گردد ۳
ز استقرار مرکز می شود پرگار پا برجا
به گرد سر، زمین را آسمان بیجا نمی گردد ۴
مرا روی سخن با خود بود از جمله عالم
که تا طوطی نبیند خویش را گویا نمی گردد ۵
نگیرد دامن سیل سبکرو هر خس و خاری
دل آزاده مغلوب غم دنیا نمی گردد ۶
ندارد حاصلی صائب به نیکان دوختن خود را
که سوزن دیده و راز صحبت عیسی نمی گردد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۶۸ - نگاه آشنا در چشم او بیگانه می گردد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۷۰ - سفیدی پرده دار چشم خونپالا نمی گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.