هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی به بیان دردها و رنجهای درونی انسان میپردازد و از مفاهیمی مانند صبر، عشق، زندگی و مرگ سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند دریا، خاکستر، آیینه و گوهر، احساسات عمیق انسانی را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مورد استفاده در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان قابلدرک نباشد.
غزل ۲۹۸۸ - فسون صبر در دلهای پرخون در نمی گیرد
فسون صبر در دلهای پرخون در نمی گیرد
چو دریا بیکران افتد به خود لنگر نمی گیرد ۱
سیاهی بر سر داغ من آتش زیر پا دارد
زشوخی اخگر من گرد خاکستر نمی گیرد ۲
غرض از زندگی نام است، اگر آب خضر نبود
کسی آیینه را از دست اسکندر نمی گیرد ۳
دو رنگی نیست هر جا پای وحدت در میان آمد
درین دریا خزف خود را کم از گوهر نمی گیرد ۴
نگردد لخت دل از گریه مانع خار مژگان را
گره در رشته ما راه بر گوهر نمی گیرد ۵
ز اقبال سکندر خضر بر دل داغها دارد
که آب زندگانی جای چشم تر نمی گیرد ۶
لبی کز حسرت آب خضر خون می خورد صائب
چرا یک بوسه سیراب از ساغر نمی گیرد؟ ۷
چو دریا بیکران افتد به خود لنگر نمی گیرد ۱
سیاهی بر سر داغ من آتش زیر پا دارد
زشوخی اخگر من گرد خاکستر نمی گیرد ۲
غرض از زندگی نام است، اگر آب خضر نبود
کسی آیینه را از دست اسکندر نمی گیرد ۳
دو رنگی نیست هر جا پای وحدت در میان آمد
درین دریا خزف خود را کم از گوهر نمی گیرد ۴
نگردد لخت دل از گریه مانع خار مژگان را
گره در رشته ما راه بر گوهر نمی گیرد ۵
ز اقبال سکندر خضر بر دل داغها دارد
که آب زندگانی جای چشم تر نمی گیرد ۶
لبی کز حسرت آب خضر خون می خورد صائب
چرا یک بوسه سیراب از ساغر نمی گیرد؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۸۷ - زآه و دود عاشق حسن را کلفت نمی گیرد
گوهر بعدی:غزل ۲۹۸۹ - کسی از زلف پریشان خونبهای دل نمی گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.