هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعاتی مانند عشق، دیوانگی ناشی از عشق، طبیعت و عناصر آن مانند دریا و گل، و مفاهیم فلسفی مانند جنون و فرزانگی می‌پردازد. شاعر از تشبیهات و استعارات زیبا برای بیان احساسات عمیق خود استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تشبیهات و استعارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک کامل دارند.

غزل ۳۰۱۴ - به داغی عشق کار مردم دیوانه می سازد

به داغی عشق کار مردم دیوانه می سازد
خوش آن ساقی که کار بحر از پیمانه می سازد ۱

زبان برق عالمسوز کوتاه است از ان خرمن
که از بهر دهان مور قفل از دانه می سازد ۲

زهمکاری بلایی نیست بدتر اهل غیرت را
جنون بر هر که زور آرد مرا دیوانه می سازد ۳

چنین گر رخنه درجان می کند زلف سبکدستش
به اندک فرصتی از استخوانم شانه می سازد ۴

درین بستانسرا هر لاله و گل را که می بینم
به انداز لب میگون او پیمانه می سازد ۵

نشاط عید نتواند گشودن عقده دل را
کلید ماه نو را قفل ما دندانه می سازد ۶

درین طوفان که موج از دیر جنبیدن خطر دارد
حباب ساده دل بر روی دریا خانه می سازد ۷

می گلرنگ بیجا آبروی خویش می ریزد
گل روی تو کی با شبنم بیگانه می سازد؟ ۸

سر دیوانگی داری درین محفل اگر صائب
به یک سیلی فلک دیوانه را فرزانه می سازد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۱۳ - فرنگی طلعتی کز دین مرا بیگانه می سازد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۱۵ - خمار باده مهر دوستان را کینه می سازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.