هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از صائب تبریزی به موضوع عشق، فداکاری، و رنجهای عاشقانه میپردازد. شاعر با استفاده از نمادهایی مانند شمع، پروانه، و چراغ، حالات روحی عاشق را توصیف میکند که با وجود رنج و سوزش، به عشق خود پایبند است. همچنین، تمثیلهایی مانند شمع محراب و میخانه نشاندهنده کشمکش بین تقوا و عشق زمینی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند کشمکش بین تقوا و عشق زمینی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۰۲۵ - اگرچه شمع کافوری خرد در خانه می سوزد
اگرچه شمع کافوری خرد در خانه می سوزد
چراغ از چشم شیران بر سر دیوانه می سوزد ۱
زبیم بازگشت حشر دل جمع است عاشق را
که فارغ از دمیدن می شود چون دانه می سوزد ۲
شعار حسن تمکین، شیوه عشق است بیتابی
به پایان تا رسد یک شمع صد پروانه می سوزد ۳
به فکر کلبه تاریک ما هرگز نمی افتد
چراغ آشنارویی که در هر خانه می سوزد ۴
زشمع انجمن آموز آیین وفاداری
که تا دارد نفس بر تربت پروانه می سوزد ۵
اگرچه در حریم اهل تقوی شمع محرابم
همان دل در هوای گوشه میخانه می سوزد ۶
نمی دانم چه حال از عشق او دارم، همین دانم
که بیش از آشنا بر من دل بیگانه می سوزد ۷
زهر انگشت مرجان بحر شمع عالم افروزی
برای جستن آن گوهر یکدانه می سوزد ۸
مگر از سیلی باد خزان صائب خبر دارد
که شمع لاله و گل سخت بیتابانه می سوزد ۹
چراغ از چشم شیران بر سر دیوانه می سوزد ۱
زبیم بازگشت حشر دل جمع است عاشق را
که فارغ از دمیدن می شود چون دانه می سوزد ۲
شعار حسن تمکین، شیوه عشق است بیتابی
به پایان تا رسد یک شمع صد پروانه می سوزد ۳
به فکر کلبه تاریک ما هرگز نمی افتد
چراغ آشنارویی که در هر خانه می سوزد ۴
زشمع انجمن آموز آیین وفاداری
که تا دارد نفس بر تربت پروانه می سوزد ۵
اگرچه در حریم اهل تقوی شمع محرابم
همان دل در هوای گوشه میخانه می سوزد ۶
نمی دانم چه حال از عشق او دارم، همین دانم
که بیش از آشنا بر من دل بیگانه می سوزد ۷
زهر انگشت مرجان بحر شمع عالم افروزی
برای جستن آن گوهر یکدانه می سوزد ۸
مگر از سیلی باد خزان صائب خبر دارد
که شمع لاله و گل سخت بیتابانه می سوزد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۲۴ - سرشک گرم در چشم تر من خواب می سوزد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۲۶ - خمار می مرا در گوشه میخانه می سوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.