هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، امید، رحمت الهی، و تلاش برای رسیدن به کمال سخن می‌گوید. شاعر از آیینه دل، چراغ روشنایی، و نمادهای طبیعت مانند لاله و ابر برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به داستان‌های اساطیری مانند فرهاد و ابراهیم ادهم دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و اساطیری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۳۰۳۷ - مرا آن روز از آیینه دل زنگ برخیزد

مرا آن روز از آیینه دل زنگ برخیزد
که از پیش نظر گردون مینارنگ برخیزد ۱

چراغ بیکسان از عالم بالا شود روشن
نظر بر ابر دارد لاله ای کز سنگ برخیزد ۲

امید رحم با چندین گنه دارم زبیباکی
که از تیغش زخون بیگناهان زنگ برخیزد ۳

به مژگان بیستون را آنچنان از پیش بردارم
که صد فریاد از فرهاد زرین چنگ برخیزد ۴

رباینده است چندان خاک دامنگیر درویشی
که ابراهیم ادهم از سر اورنگ برخیزد ۵

محرک بر سر گفتار می آرد سخنور را
که ممکن نیست بی ناخن صدا از چنگ برخیزد ۶

به رنگ خود برآرد عشق با هر کس که آمیزد
ز آتش دود عود و خار و خس یکرنگ برخیزد ۷

بهار و باغ من نظاره مشکین خطان باشد
به زنگار از دل آیینه من زنگ برخیزد ۸

در آن محفل که آن آیینه رو شکرفشان گردد
سبک چون طوطی رم کرده از دل زنگ برخیزد ۹

به آسانی نمی آید به کف زلف سخن صائب
چو از جان سیر گردی نغمه سیر آهنگ برخیزد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۳۶ - خوشا افتاده ای کز خاک ره چالاک برخیزد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۳۸ - به عزم رقص چون سرو قباپوش تو برخیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.