هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات شاعر دربارهی استقلال، عزت نفس، و بینیازی از دیگران است. شاعر از مهمان ناخوانده و زاهد ریاکار بیزار است و ترجیح میدهد تنها باشد تا اینکه با افراد ناشایست همنشینی کند. او به آزادی و شرافت خود میبالد و تمایلی به پذیرش احسان دیگران ندارد. همچنین، شاعر به تأثیر افکار خود بر دیگران و اهمیت صداقت و راستکیشی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مفاهیم مانند ریاکاری و استقلال فکری نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی دارد.
غزل ۳۰۹۸ - کیم من تا سلیمان میهمان خوان من باشد؟
کیم من تا سلیمان میهمان خوان من باشد؟
دل خود می خورد موری اگر مهمان من باشد ۱
من و همصحبتی در خلد با زاهد، معاذالله
که در هر جا گرانجانی بود زندان من باشد ۲
گر از دست تهی آتش بر آرم چون چنار از خود
از ان خوشتر که چشمی در پی سامان من باشد ۳
اگر مستلزم خواری شود همت نمی خواهم
چرا آزاده ای شرمنده احسان من باشد؟ ۴
به مقصد می رسانم بی کشاکش راست کیشان را
کمان چرخ اگر در قبضه فرمان من باشد ۵
درین کاشانه شش گوشه من آن شهد بی نیشم
که عیش مردمان شیرین زکسر شان من باشد ۶
که دارد تاب آمیزش، که شادی مرگ می گردم
خیال وصل او در خواب اگر مهمان من باشد ۷
ندارد غنچه دلگیر من سامان خندیدن
اگر از زعفران خار و خس بستان من باشد ۸
من از اندیشه ترتیب دیوان فارغم صائب
که لوح سینه روشندلان دیوان من باشد ۹
دل خود می خورد موری اگر مهمان من باشد ۱
من و همصحبتی در خلد با زاهد، معاذالله
که در هر جا گرانجانی بود زندان من باشد ۲
گر از دست تهی آتش بر آرم چون چنار از خود
از ان خوشتر که چشمی در پی سامان من باشد ۳
اگر مستلزم خواری شود همت نمی خواهم
چرا آزاده ای شرمنده احسان من باشد؟ ۴
به مقصد می رسانم بی کشاکش راست کیشان را
کمان چرخ اگر در قبضه فرمان من باشد ۵
درین کاشانه شش گوشه من آن شهد بی نیشم
که عیش مردمان شیرین زکسر شان من باشد ۶
که دارد تاب آمیزش، که شادی مرگ می گردم
خیال وصل او در خواب اگر مهمان من باشد ۷
ندارد غنچه دلگیر من سامان خندیدن
اگر از زعفران خار و خس بستان من باشد ۸
من از اندیشه ترتیب دیوان فارغم صائب
که لوح سینه روشندلان دیوان من باشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۹۷ - دمی چون صبح می خواهم درین عالم زمن باشد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۹۹ - در آغاز محبت خاطر عاشق غمین باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.