هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند نادیده گرفته شدن ارزشهای واقعی، ناتوانی در تشخیص خوب و بد، و تفاوتهای ظاهری و باطنی میپردازد. شاعر از تشبیهات مختلفی مانند صدف و گوهر، آیینه و خاکستر، و گل و شمشیر استفاده کرده است تا این مفاهیم را بیان کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها ممکن است برای افراد زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از تشبیهات و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
غزل ۳۱۵۴ - چه شد قدر مرا گر چرخ دون پرور نمی داند؟
چه شد قدر مرا گر چرخ دون پرور نمی داند؟
صدف از ساده لوحی قیمت گوهر نمی داند ۱
به حاجت حسن هر چیزی شود ظاهر، که آیینه
نگردد تا سیه دل قدر خاکستر نمی داند ۲
در اقلیم تصور نیست از شه تا گدا فرقی
جنون موی سر خود را کم از افسر نمی داند ۳
گل هشیار مغزیهاست فرق نیک و بد از هم
لب شمشیر را مست از لب ساغر نمی داند ۴
دورنگی در بهارستان یکتایی نمی باشد
خزف خود را درین عالم کم از گوهر نمی داند ۵
امل با تلخ و شیرین فکر جنگ و آشتی دارد
مذاق قانع ما حنظل از شکر نمی داند ۶
به درمان دل بیتاب درمانده است مژگانش
زبان این رگ پیچیده را نشتر نمی داند ۷
در آغوش صدف زان قطره گوهر می شود صائب
که در قطع ره مقصود پا از سر نمی داند ۸
صدف از ساده لوحی قیمت گوهر نمی داند ۱
به حاجت حسن هر چیزی شود ظاهر، که آیینه
نگردد تا سیه دل قدر خاکستر نمی داند ۲
در اقلیم تصور نیست از شه تا گدا فرقی
جنون موی سر خود را کم از افسر نمی داند ۳
گل هشیار مغزیهاست فرق نیک و بد از هم
لب شمشیر را مست از لب ساغر نمی داند ۴
دورنگی در بهارستان یکتایی نمی باشد
خزف خود را درین عالم کم از گوهر نمی داند ۵
امل با تلخ و شیرین فکر جنگ و آشتی دارد
مذاق قانع ما حنظل از شکر نمی داند ۶
به درمان دل بیتاب درمانده است مژگانش
زبان این رگ پیچیده را نشتر نمی داند ۷
در آغوش صدف زان قطره گوهر می شود صائب
که در قطع ره مقصود پا از سر نمی داند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۵۳ - زبی پروایی آن بیدرد قدر ما نمی داند
گوهر بعدی:غزل ۳۱۵۵ - بهار عارض او را به سامان کس نمی داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.