هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، سفر معنوی، صداقت، رهایی از تعلقات دنیوی و جستجوی حقیقت میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند دل روشن، صدق عزیمت، خطر راهنما، سوختگان و گوهر شب تاب استفاده میکند تا مفاهیم عمیق عرفانی را بیان کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۳۳۱۳ - سالک امید نجات از دل روشن دارد
سالک امید نجات از دل روشن دارد
مرغ زیرک نظر از خانه به روزن دارد ۱
هرکه با صدق عزیمت سفری گردیده است
خطر از راهنما بیش ز رهزن دارد ۲
می برد راه به سررشته مقصود کسی
که دلی تنگتر از دیده سوزن دارد ۳
صحبت سوختگان می برد از دلها زنگ
نظر آیینه ز گلزار به گلخن دارد ۴
نبود گوهر شب تاب به روغن محتاج
به می ناب چه حاجت دل روشن دارد؟ ۵
هست صد پیرهن از سنگ دلش محکم تر
آن که سرگشته مرا همچو فلاخن دارد ۶
از غم جسم بود جان مجرد فارغ
طایر قدس چه حاجت به نشیمن دارد؟ ۷
هست بر سلسله زلف روان حکم نسیم
ناوک آه چه اندیشه ز جوشن دارد؟ ۸
دست می بایدش اول ز سر خود شستن
هر که چون غنچه سر و برگ شکفتن دارد ۹
خردسالی که منم واله و دیوانه او
دل سنگین عوض سنگ به دامن دارد ۱۰
نگه گرم تو با غیر ندارد کاری
هر چه دارد به من سوخته خرمن دارد ۱۱
فرصت حرف نخواهی به لب خود دادن
گر بدانی که چه مقدار مکیدن دارد ۱۲
جور بر عاشق بیدل ز مروت دورست
مرغ بسمل چه پر و بال شکستن دارد؟ ۱۳
سخنی کز سر دردست کند دل را گرم
ناله صائب دل خسته شنیدن دارد ۱۴
مرغ زیرک نظر از خانه به روزن دارد ۱
هرکه با صدق عزیمت سفری گردیده است
خطر از راهنما بیش ز رهزن دارد ۲
می برد راه به سررشته مقصود کسی
که دلی تنگتر از دیده سوزن دارد ۳
صحبت سوختگان می برد از دلها زنگ
نظر آیینه ز گلزار به گلخن دارد ۴
نبود گوهر شب تاب به روغن محتاج
به می ناب چه حاجت دل روشن دارد؟ ۵
هست صد پیرهن از سنگ دلش محکم تر
آن که سرگشته مرا همچو فلاخن دارد ۶
از غم جسم بود جان مجرد فارغ
طایر قدس چه حاجت به نشیمن دارد؟ ۷
هست بر سلسله زلف روان حکم نسیم
ناوک آه چه اندیشه ز جوشن دارد؟ ۸
دست می بایدش اول ز سر خود شستن
هر که چون غنچه سر و برگ شکفتن دارد ۹
خردسالی که منم واله و دیوانه او
دل سنگین عوض سنگ به دامن دارد ۱۰
نگه گرم تو با غیر ندارد کاری
هر چه دارد به من سوخته خرمن دارد ۱۱
فرصت حرف نخواهی به لب خود دادن
گر بدانی که چه مقدار مکیدن دارد ۱۲
جور بر عاشق بیدل ز مروت دورست
مرغ بسمل چه پر و بال شکستن دارد؟ ۱۳
سخنی کز سر دردست کند دل را گرم
ناله صائب دل خسته شنیدن دارد ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۱۲ - تشنگان حال جگر سوختگان می دانند
گوهر بعدی:غزل ۳۳۱۴ - از بتان شسته عذاری که حجابی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.