خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، درد، انتظار و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از نالههای دلشکسته، اضطراب ناشی از عشق، و امید به رسیدن نجاتبخش صحبت میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم فلسفی و حکمت مانند گذر حکمت از سلیمان و نالههای فرهاد وجود دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از واژگان و استعارههای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۴۱۶ - تا کیم نوحه به گوش از دل ناشاد رسد؟
تا کیم نوحه به گوش از دل ناشاد رسد؟
تا نظر باز کنم ناوک بیداد رسد ۱
بر سر هر گره زلف تو لرزم که مباد
دست خشکیده ای از جانب شمشاد رسد ۲
می شود دل نشود مضطرب از آمدنت؟
دست و پا گم نکند صید چو صیاد رسد؟ ۳
جگرم تازه نشد از گهرافشانی ابر
مگر این سوخته را برق به فریاد رسد ۴
مور شو مور، که حکمت به سلیمان گذرد
گر به صحرای تو با لشکر ایجاد رسد ۵
نرود کاوش رشک از دل عاشق که هنوز
ناله تیشه به گوش از دل فرهاد رسد ۶
بر سر قسمت تیغ و قلم آید چو قضا
منشی ظلم ترا خامه فولاد رسد ۷
رو به دل بردن صائب چو کند چهره او
از دو جانب سپه زلف به امداد رسد ۸
تا نظر باز کنم ناوک بیداد رسد ۱
بر سر هر گره زلف تو لرزم که مباد
دست خشکیده ای از جانب شمشاد رسد ۲
می شود دل نشود مضطرب از آمدنت؟
دست و پا گم نکند صید چو صیاد رسد؟ ۳
جگرم تازه نشد از گهرافشانی ابر
مگر این سوخته را برق به فریاد رسد ۴
مور شو مور، که حکمت به سلیمان گذرد
گر به صحرای تو با لشکر ایجاد رسد ۵
نرود کاوش رشک از دل عاشق که هنوز
ناله تیشه به گوش از دل فرهاد رسد ۶
بر سر قسمت تیغ و قلم آید چو قضا
منشی ظلم ترا خامه فولاد رسد ۷
رو به دل بردن صائب چو کند چهره او
از دو جانب سپه زلف به امداد رسد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۱۵ - چه خیال است به تیغش دل بیتاب رسد؟
گوهر بعدی:غزل ۳۴۱۷ - کوهکن کیست به گرد من شیدا برسد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.