هوش مصنوعی: این متن به موضوعاتی مانند رنج و سختی، گذر از دنیای مادی به معنوی، تلاش برای بقا و رستگاری، و ارزش آزادی و بی‌آزاری می‌پردازد. همچنین، از افرادی که با همدلی و همبستگی به قدرت می‌رسند و کسانی که با سنگدلی دل‌ها را می‌شکنند، انتقاد می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و تمثیل‌های به‌کاررفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۳۴۹۲ - دردمندان که به ناخن جگر خود خستند

دردمندان که به ناخن جگر خود خستند
چشمه خویش به دریای بقا پیوستند ۱

خود حسابان که کشیدند به دیوان خود را
در همین نشأه ز آشوب قیامت رستند ۲

خاکیانی که به معماری تن کوشیدند
در ره آب بقا سد سکندر بستند ۳

چه بغیر از نفس سوخته حاصل دارند؟
دانه هایی که درین شوره زمین پا بستند ۴

عمر در ماتم احباب به افسوس مبر
شکر کن شکر کز این خواب پریشان جستند ۵

سنگ بر کعبه زنان شیشه خود می شکنند
وای بر سنگدلانی که دلی را خستند ۶

عرق چهره خورشید جهانتاب شوند
شبنمی چند که در دامن گل ننشستند ۷

می توانند به یک حمله دو صد قلب شکست
همچو ابرو دو سر آمد چو بهم پیوستند ۸

دامن وصل شکر در کف جمعی افتاد
که چو نی در جگر خاک کمر را بستند ۹

ای خوش آن مایه درستان که ز بی آزاری
هیچ دل غیر دل خسته خود نشکستند ۱۰

صائب از خلق جدا باش که موران ضعیف
مار گشتند به ظاهر چو به هم پیوستند ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۴۹۱ - تا به تعظیم نهال تو ز جا برجستند
گوهر بعدی:غزل ۳۴۹۳ - بال پرواز خود آن مردم غافل بستند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.