هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، به موضوعاتی مانند عشق، فراق، درد دل، و ناتوانی در پنهان کردن احساسات می‌پردازد. شاعر از عناصر طبیعت مانند خورشید، ابر، و گل برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

غزل ۳۵۲۸ - خط شبرنگ چه با آن رخ پرنور کند؟

خط شبرنگ چه با آن رخ پرنور کند؟
برق را ابر محال است که مستور کند ۱

پیش آن کان ملاحت دهن خوبان چیست؟
در نمکزار، نمکدان چه قدر شور کند؟ ۲

ادب عشق مرا در حرم وصل گداخت
وقت آن خوش که تماشای تو از دور کند ۳

پرده صبح نقاب رخ خورشید نشد
چون نهان داغ مرا مرهم کافور کند؟ ۴

دل پرخون چه پر و بال گشاید در جسم؟
دانه چون نشو و نما در دهن مور کند؟ ۵

چشم خورشید ز نظاره او آب آورد
نگه خیره چه با آن رخ پر نور کند؟ ۶

می کند گریه مستانه مرا با دل تنگ
آنچه با شیشه نازک می پرزور کند ۷

به لب خشک مکن عیب من تشنه جگر
کاین سفالی است که خون در دل فغفور کند ۸

خانه را با سپر موم کند زآتش حفظ
هرکه شیرین دهن خلق چو زنبور کند ۹

نتوانست کند نکهت خود را گل جمع
دل صد چاک چسان را ز تو مستور کند؟ ۱۰

از وصال تو نصیبش جگر پرخون بود
تا فراق تو چه با صائب مهجور کند ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۲۷ - فتنه را چشم سیه مست تو هشیار کند
گوهر بعدی:غزل ۳۵۲۹ - چشم خود خواجه اگر سیر به تدبیر کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.