خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی به مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی مانند درد و رنج، جستجوی حقیقت، و رابطهی جسم و جان میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند نور خورشید، زهر در ساغر، و آینهی ستار، به بیان تجربیات درونی و رازهای نهانی انسان میپردازد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۵۵۰ - دل اهل نظر آن به که گرفتار بود
دل اهل نظر آن به که گرفتار بود
صحت چشم در آن است که بیمار بود ۱
جسم در دامن جان بیهده آویخته است
نور خورشید کجا خانه نگهدار بود؟ ۲
سر به بالین فراغت نگذارد هرگز
هرکه را درد سخن قافله سالار بود ۳
زهر در ساغر ما چاشنی قند دهد
زنگ بر سینه ما مرهم زنگار بود ۴
دل ندارد خبر از راز نهانی که مراست
در نهانخانه من آینه ستار بود ۵
بیشتر باعث سرگشتگی ما فلک است
نقطه را سیر به بال و پر پرگار بود ۶
صائب از دیده انصاف اگر در نگری
نیست یک خار درین باغ که بیکار بود ۷
صحت چشم در آن است که بیمار بود ۱
جسم در دامن جان بیهده آویخته است
نور خورشید کجا خانه نگهدار بود؟ ۲
سر به بالین فراغت نگذارد هرگز
هرکه را درد سخن قافله سالار بود ۳
زهر در ساغر ما چاشنی قند دهد
زنگ بر سینه ما مرهم زنگار بود ۴
دل ندارد خبر از راز نهانی که مراست
در نهانخانه من آینه ستار بود ۵
بیشتر باعث سرگشتگی ما فلک است
نقطه را سیر به بال و پر پرگار بود ۶
صائب از دیده انصاف اگر در نگری
نیست یک خار درین باغ که بیکار بود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۴۹ - هرکه خامش شود از حادثه آزاد بود
گوهر بعدی:غزل ۳۵۵۱ - تا به کی مردم چشمم هدف خار بود؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.