هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر دردها و آرزوهای شاعر در قالب تصاویر شاعرانه است. او از دردهای عاطفی، اجتماعی و فلسفی سخن میگوید و آرزو میکند که اگر شرایطی متفاوت بود، جهان بهتری داشتیم. موضوعات اصلی شامل عشق، رنج بشری، آرزوهای دستنیافتنی و تأملات فلسفی است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین برخی از اشارات اجتماعی و عاطفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۳۵۷۲ - در خیالم اگر آن زلف پریشان می بود
در خیالم اگر آن زلف پریشان می بود
نفس سوخته ام سنبل و ریحان می بود ۱
دردمندان چه قدر خون جگر می خوردند
درد بیدردی اگر قابل درمان می بود ۲
می شد از حبس دل دولت هر جایی خون
رزق اسکندر اگر چشمه حیوان می بود ۳
گر گلوگیر نمی شد غم نان مردم را
همه روی زمین یک لب خندان می بود ۴
دارد از خرمن من برق دریغ ابر بهار
آه اگر مزرع من تشنه باران می بود ۵
داده بودند عنان تو به دست تو، اگر
جنبش نبض تو در قبضه فرمان می بود ۶
صائب اسرار جهان جمله به من می شد فاش
اگر آیینه من دیده حیران می بود ۷
نفس سوخته ام سنبل و ریحان می بود ۱
دردمندان چه قدر خون جگر می خوردند
درد بیدردی اگر قابل درمان می بود ۲
می شد از حبس دل دولت هر جایی خون
رزق اسکندر اگر چشمه حیوان می بود ۳
گر گلوگیر نمی شد غم نان مردم را
همه روی زمین یک لب خندان می بود ۴
دارد از خرمن من برق دریغ ابر بهار
آه اگر مزرع من تشنه باران می بود ۵
داده بودند عنان تو به دست تو، اگر
جنبش نبض تو در قبضه فرمان می بود ۶
صائب اسرار جهان جمله به من می شد فاش
اگر آیینه من دیده حیران می بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۷۱ - مکن از بخت شکایت که وبالش می بود
گوهر بعدی:غزل ۳۵۷۳ - نیست غیر از دل خود روزی مهمان وجود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.