هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر ناامیدی و دلتنگی شاعر از بیتفاوتی و سنگدلی دنیا است. او از بیپاسخی عشق، خشکی دل و ناکامیهای زندگی میگوید و اشاره میکند که بزرگان از خود غافل نیستند و حرص و طمع انسانها پایانی ندارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین سنگین مانند ناامیدی و حرص، مناسب برای مخاطبان با درک ادبی بالاتر.
غزل ۳۷۰۲ - دل رمیده ملول از سفر نمی گردد
دل رمیده ملول از سفر نمی گردد
فتاد هرکه به این راه بر نمی گردد ۱
شده است خشک چنان چشم من ز بیدردی
که از نظاره خورشید تر نمی گردد ۲
مشو به سنگدلی غره ای کمان ابرو
که تیر آه من از سنگ بر نمی گردد ۳
دل از عقیق لب او چگونه بردارم؟
که تشنه سیر ز آب گهر نمی گردد ۴
زمین ساده دلیهاست سخت دامنگیر
ز آبگینه من نقش بر نمی گردد ۵
نمی شوند بزرگان ز پاس خود غافل
که تیغ کوه جدا از کمر نمی گردد ۶
سراب تشنه لبان را نمی کند سیراب
که حرص جاه کم از سیم و زر نمی گردد ۷
ز زور آب شناور نمی شود عاجز
ز باده ساقی ما بیخبر نمی گردد ۸
بغیر خون جگر باده ای درین دوران
نصیب صائب خونین جگر نمی گردد ۹
فتاد هرکه به این راه بر نمی گردد ۱
شده است خشک چنان چشم من ز بیدردی
که از نظاره خورشید تر نمی گردد ۲
مشو به سنگدلی غره ای کمان ابرو
که تیر آه من از سنگ بر نمی گردد ۳
دل از عقیق لب او چگونه بردارم؟
که تشنه سیر ز آب گهر نمی گردد ۴
زمین ساده دلیهاست سخت دامنگیر
ز آبگینه من نقش بر نمی گردد ۵
نمی شوند بزرگان ز پاس خود غافل
که تیغ کوه جدا از کمر نمی گردد ۶
سراب تشنه لبان را نمی کند سیراب
که حرص جاه کم از سیم و زر نمی گردد ۷
ز زور آب شناور نمی شود عاجز
ز باده ساقی ما بیخبر نمی گردد ۸
بغیر خون جگر باده ای درین دوران
نصیب صائب خونین جگر نمی گردد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۰۱ - ز می پرستی خود لاله برنمی گردد
گوهر بعدی:غزل ۳۷۰۳ - نصیب خلق زیاد از نعم نمی گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.