هوش مصنوعی:
این شعر به بیان احساسات شاعرانه درباره عشق، رنج، جدایی، و فداکاری میپردازد. شاعر از عشق و دردهای ناشی از آن سخن میگوید و به مفاهیمی مانند فداکاری، روشنایی در تاریکی، و جدایی از دنیای مادی اشاره میکند. همچنین، ابیاتی درباره هوشیاری و مراقبت از دل نیز وجود دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از ابیات نیاز به درک ادبی و تجربه زندگی دارند که برای سنین پایینتر ممکن است قابل درک نباشد.
غزل ۳۷۸۷ - به خاک راه تو هرکس که جبهه سایی کرد
به خاک راه تو هرکس که جبهه سایی کرد
تمام عمر چو خورشید خودنمایی کرد ۱
فغان که ساغر زرین بی نیازی را
گرسنه چشمی ما کاسه گدایی کرد ۲
خدنگ آه جگردوز را ز بیدردی
هواپرستی ما ناوک هوایی کرد ۳
به مومیایی مردم چه حاجت است مرا؟
که استخوان مرا سنگ مومیایی کرد ۴
ازان ز گریه نشد خشک شمع را مژگان
که روشنایی خود صرف آشنایی کرد ۵
بهوش باش دلی را به سهو نخراشی
به ناخنی که توانی گرهگشایی کرد ۶
مرا به آتش سوزنده رحم می آید
که زندگانی خود صرف ژاژخایی کرد ۷
به رنگ و بوی جهان دل گذاشتن ستم است
چه خوب کرد که شبنم ز گل جدایی کرد ۸
هنوز خط تو صورت نبسته بود از غیب
که درد صفحه روی مرا حنایی کرد ۹
خوش است گاه به عشاق خویش دل دادن
نمی توان همه عمر دلربایی کرد ۱۰
نداد سر به بیابان درین بهار مرا
نسیم زلف تو بسیار نارسایی کرد ۱۱
ز رشک شمع دل خویش می خورم صائب
که جسم تیره خود صرف روشنایی کرد ۱۲
تمام عمر چو خورشید خودنمایی کرد ۱
فغان که ساغر زرین بی نیازی را
گرسنه چشمی ما کاسه گدایی کرد ۲
خدنگ آه جگردوز را ز بیدردی
هواپرستی ما ناوک هوایی کرد ۳
به مومیایی مردم چه حاجت است مرا؟
که استخوان مرا سنگ مومیایی کرد ۴
ازان ز گریه نشد خشک شمع را مژگان
که روشنایی خود صرف آشنایی کرد ۵
بهوش باش دلی را به سهو نخراشی
به ناخنی که توانی گرهگشایی کرد ۶
مرا به آتش سوزنده رحم می آید
که زندگانی خود صرف ژاژخایی کرد ۷
به رنگ و بوی جهان دل گذاشتن ستم است
چه خوب کرد که شبنم ز گل جدایی کرد ۸
هنوز خط تو صورت نبسته بود از غیب
که درد صفحه روی مرا حنایی کرد ۹
خوش است گاه به عشاق خویش دل دادن
نمی توان همه عمر دلربایی کرد ۱۰
نداد سر به بیابان درین بهار مرا
نسیم زلف تو بسیار نارسایی کرد ۱۱
ز رشک شمع دل خویش می خورم صائب
که جسم تیره خود صرف روشنایی کرد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۵۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۸۶ - اگر نشسته سفر چون نظر توانی کرد
گوهر بعدی:غزل ۳۷۸۸ - ز رفتن تو دل خاکسار رفت به گرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.