هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از عناصر طبیعت مانند گل و بهار برای بیان احساسات عمیق عرفانی و عشق استفاده می‌کند. شاعر از مفاهیمی مانند وفا، رضا، و بندگی سخن می‌گوید و از رنج‌ها و امیدهای زندگی نیز یاد می‌کند. در برخی ابیات، اشاره‌هایی به داستان‌های قرآنی مانند یوسف و زلیخا و نیز خضر وجود دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی اشارات تاریخی و دینی نیاز به دانش پیش‌زمینه دارد.

غزل ۳۷۸۹ - دل غریب مرا بوی گل بجا آورد

دل غریب مرا بوی گل بجا آورد
کز آن بهار خبرهای آشنا آورد ۱

به بوی پیرهن مصر بد مرساد!
که کار بسته ما را گرهگشا آورد ۲

ز تیغ، فیض دم صبح عید می یابد
کسی که روی به سرمنزل رضا آورد ۳

غرور عشق زلیخا بهانه انگیزست
وگرنه یوسف ما بندگی بجا آورد ۴

همیشه سبز ز آب حیات باد چو خضر
خطی که حسن ترا بر سر وفا آورد ۵

شکایت از ستم آسمان مروت نیست
که برگ سبزی ازان یار آشنا آورد ۶

اگرچه گل به رخ یار نسبتی دارد
بدیهه عرق شرم از کجا آورد؟ ۷

همان که از گل بی خار داشت خار دریغ
مرا به سیر مغیلان پرهنه پا آورد ۸

کجا به ناف کند بازگشت نافه چین؟
نمی توان دل رم کرده را بجا آورد ۹

بساط مخمل و اطلس ز نقش ساده شده است
ز نقشهای مرادی که بوریا آورد ۱۰

خط مسلمی از دار و گیر عقل گرفت
به آستانه عشق آن که التجا آورد ۱۱

رسید تا به سگش استخوان من صائب
چها که بر سر من سایه هما آورد! ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۷۸۸ - ز رفتن تو دل خاکسار رفت به گرد
گوهر بعدی:غزل ۳۷۹۰ - دم مسیح دل دردمند ما نخورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.