هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر ناامیدی، درد و رنج شاعر از شرایط اجتماعی و انسانی است. شاعر از بیتفاوتی مردم، نبود محبت، فساد اخلاقی و بیعدالتی در جامعه شکایت دارد و با استفاده از استعارههای زیبا، عمق ناامیدی و یأس خود را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق اجتماعی و انتقادی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۸۲۳ - به می غم از دل افگار برنمی خیزد
به می غم از دل افگار برنمی خیزد
به آب از آینه زنگار برنمی خیزد ۱
ز داغ نیست دل دردمند من خالی
که شمع از سر بیمار برنمی خیزد ۲
مجو ملایمت از مردم خسیس نهاد
که بوی گل ز خس و خار برنمی خیزد ۳
کدام سرد نفس در میان این جمع است؟
که مهرم از لب گفتار برنمی خیزد ۴
شکسته تو عمارت پذیر نیست چو ماه
فتاده تو چو دیوار برنمی خیزد ۵
به آب هرزه درا تهمت است همواری
صدا ز مردم هموار برنمی خیزد ۶
شده است عام ز بس قحط خنده شادی
صدای کبک ز کهسار برنمی خیزد ۷
به محفلی که خوشامد فسانه پردازست
ز خواب، دولت بیدار برنمی خیزد ۸
چگونه پشت لب یار سبز شد از خط؟
گیاه اگر ز نمکزار برنمی خیزد ۹
گذشت حشر و همان خواب خواجه سنگین است
ز خاک زود گرانبار برنمی خیزد ۱۰
گهر شود چو صدف در زمین قابل تخم
ز خاک میکده هشیار برنمی خیزد ۱۱
نمی شود به زر و سیم حرص مستغنی
به گنج پیچ و خم از مار برنمی خیزد ۱۲
اگر نه سرمه خواب است تیرگی صائب
چرا ز خواب، سیه کار برنمی خیزد؟ ۱۳
به آب از آینه زنگار برنمی خیزد ۱
ز داغ نیست دل دردمند من خالی
که شمع از سر بیمار برنمی خیزد ۲
مجو ملایمت از مردم خسیس نهاد
که بوی گل ز خس و خار برنمی خیزد ۳
کدام سرد نفس در میان این جمع است؟
که مهرم از لب گفتار برنمی خیزد ۴
شکسته تو عمارت پذیر نیست چو ماه
فتاده تو چو دیوار برنمی خیزد ۵
به آب هرزه درا تهمت است همواری
صدا ز مردم هموار برنمی خیزد ۶
شده است عام ز بس قحط خنده شادی
صدای کبک ز کهسار برنمی خیزد ۷
به محفلی که خوشامد فسانه پردازست
ز خواب، دولت بیدار برنمی خیزد ۸
چگونه پشت لب یار سبز شد از خط؟
گیاه اگر ز نمکزار برنمی خیزد ۹
گذشت حشر و همان خواب خواجه سنگین است
ز خاک زود گرانبار برنمی خیزد ۱۰
گهر شود چو صدف در زمین قابل تخم
ز خاک میکده هشیار برنمی خیزد ۱۱
نمی شود به زر و سیم حرص مستغنی
به گنج پیچ و خم از مار برنمی خیزد ۱۲
اگر نه سرمه خواب است تیرگی صائب
چرا ز خواب، سیه کار برنمی خیزد؟ ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۲۲ - ز جوش نشأه ز مغزم بهار می خیزد
گوهر بعدی:غزل ۳۸۲۴ - لبت ز خنده دندان نما گهر ریزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.