هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه، ناامیدی و اندوه ناشی از عشق نافرجام است. شاعر از شکستن دل، درد انتظار و ناپایداری زندگی سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا مانند شکستن سبو، کمر کوهسار و سفینه، عمق رنج خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۳۹۴۷ - مرا همیشه دل از وصل یار می شکند
مرا همیشه دل از وصل یار می شکند
سبوی من به لب جویبار می شکند ۱
چه نسبت است به فرهاد جان سخت مرا
که درد من کمر کوهسار می شکند ۲
مده میان بلا را درین محیط از دست
که چون سفینه رود بر کنار می شکند ۳
به وعده گل بی خار او مرو از راه
که خار در جگر انتظار می کشند ۴
چو بید قامت من شد دوتا ز بی ثمری
اگر ز جوش ثمر شاخسار می شکند ۵
به دور خط لب لعل تو شد خراباتی
چه توبه ها که به فصل بهار می شکند ۶
نمی خرند متاعی که نشکنند او را
نیم غمین که مرا روزگار می شکند ۷
ز ترکتاز فلک ایمنند تیره دلان
که زنگی آینه بی غبار می شکنند ۸
چنان ز گردش آن چشم سرخوشم صائب
که از مشاهده من خمار می شکند ۹
سبوی من به لب جویبار می شکند ۱
چه نسبت است به فرهاد جان سخت مرا
که درد من کمر کوهسار می شکند ۲
مده میان بلا را درین محیط از دست
که چون سفینه رود بر کنار می شکند ۳
به وعده گل بی خار او مرو از راه
که خار در جگر انتظار می کشند ۴
چو بید قامت من شد دوتا ز بی ثمری
اگر ز جوش ثمر شاخسار می شکند ۵
به دور خط لب لعل تو شد خراباتی
چه توبه ها که به فصل بهار می شکند ۶
نمی خرند متاعی که نشکنند او را
نیم غمین که مرا روزگار می شکند ۷
ز ترکتاز فلک ایمنند تیره دلان
که زنگی آینه بی غبار می شکنند ۸
چنان ز گردش آن چشم سرخوشم صائب
که از مشاهده من خمار می شکند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۴۶ - خوشا کسی که به دامان خود قدم شکند
گوهر بعدی:غزل ۳۹۴۸ - ترانه های جهان گرچه مختلف رنگند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.