هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، بیانگر درد فراق و عشق ناکام است. شاعر از جدایی معشوق و ناتوانی در فراموشی او میگوید، همچنین به مفاهیمی مانند عرفان، معرفت نفس و بیخبری مردم از اسرار عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۰۰۵ - خیال روی تو از دل بدر نمی آید
خیال روی تو از دل بدر نمی آید
که خودپرست ز آیینه بر نمی آید ۱
نمی کند دل بیتاب من نفس را راست
نهال قامت او تا به برنمی آید ۲
لب شکایت من از وصال بسته نشد
رفوی زخم ز موی کمر نمی آید ۳
چنان ز حسن گلوسوز شد جهان خالی
که بوی سوختگی از جگر نمی آید ۴
در آن حریم که آیینه طلعتی باشد
نفس ز مردم آگاه برنمی آید ۵
ازان ز راز خرابات خلق بیخبرند
که با خبر کس از آنجا بدر نمی آید ۶
علاج تنگی راه درشت همواری است
که پای رشته به سنگ از گهر نمی آید ۷
جز این که گرد برآرد ز خاکدان وجود
دل رمیده به کار دگر نمی آید ۸
سخن به لب نرسد بی سخن کشی صائب
گهر به پای خود از بحر برنمی آید ۹
که خودپرست ز آیینه بر نمی آید ۱
نمی کند دل بیتاب من نفس را راست
نهال قامت او تا به برنمی آید ۲
لب شکایت من از وصال بسته نشد
رفوی زخم ز موی کمر نمی آید ۳
چنان ز حسن گلوسوز شد جهان خالی
که بوی سوختگی از جگر نمی آید ۴
در آن حریم که آیینه طلعتی باشد
نفس ز مردم آگاه برنمی آید ۵
ازان ز راز خرابات خلق بیخبرند
که با خبر کس از آنجا بدر نمی آید ۶
علاج تنگی راه درشت همواری است
که پای رشته به سنگ از گهر نمی آید ۷
جز این که گرد برآرد ز خاکدان وجود
دل رمیده به کار دگر نمی آید ۸
سخن به لب نرسد بی سخن کشی صائب
گهر به پای خود از بحر برنمی آید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰۰۴ - ز دل خیال میانش بدر نمی آید
گوهر بعدی:غزل ۴۰۰۶ - خرد به زور می ناب برنمی آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.