خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از تشبیه‌ها و استعاره‌های زیبا برای بیان احساسات عمیق و پیچیده استفاده می‌کند. شاعر از عشق، اشتیاق، انتظار و رنج‌های عاشقانه سخن می‌گوید و با تصاویر شاعرانه مانند شبنم، بلبل، خنجر برق‌آسا و طومار زلف یار، احساسات خود را بیان می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و تشبیه‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۰۵۲ - چشم تو دل به شیوه پنهان نمی برد

چشم تو دل به شیوه پنهان نمی برد
دزدیده این متاع به دکان نمی برد ۱

گر در گلوی خامه بریزند آب خضر
مکتوب اشتیاق به پایان نمی برد ۲

شبنم کند به دامن پاکم چو گل نماز
بلبل چرا مرا به گلستان نمی برد ۳

زین خنجری که برق تجلی فسان زده است
موسی اگر مسیح شود جان نمی برد ۴

بیهوده حلقه بر در دل می زند نسیم
این غنچه ره به خنده چو پیکان نمی برد ۵

پیچیده آه ودود زلیخا به باد مصر
زان بوی پیرهن سوی کنعان نمی برد ۶

طومار زلف یار که عمرش دراز باد
دل را ز دست من به چه عنوان نمی برد ۷

آن را که ذوق تنگدلی در بغل گرفت
لذت ز سیر چاک گریبان نمی برد ۸

بی اختیار عشق به دل پای می نهد
سیل انتظار رخصت دربان نمی برد ۹

ای بوسه لب بگز که هنوز از هجوم شرم
راهی به غنچه دهنش پان نمی برد ۱۰

صائب سخن به بزم ظفرخان چه می بری
حکمت کسی به خطه یونان نمی برد ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۵۱ - از بهر دل چه رنج عبث سینه می برد
گوهر بعدی:غزل ۴۰۵۳ - پروانه ای که گرد تو یک بار می پرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.