هوش مصنوعی: این متن یک غزل عاشقانه و عرفانی از سعدی شیراز است که در آن شاعر از عشق، زیبایی، و رنج‌های دل سخن می‌گوید. همچنین، مضامینی مانند انتظار، رحمت الهی، و تجرد معنوی نیز در آن دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به دانش ادبی و تفسیر دارند.

غزل ۴۰۵۸ - آن راکه چشم مست تو بی اختیارکرد

آن راکه چشم مست تو بی اختیارکرد
آسوده اش ز پرسش روز شمار کرد ۱

رحمی نکرد بر جگر آتشین ما
مشاطه ای که لعل ترا آبدار کرد ۲

یارب چها کند به دل بیقرار ما
حسنی که آب آینه را بیقرار کرد ۳

نگذاشت چشم باز کند دل غبار خط
این گرد شوخ چشم چه با این سوار کرد ۴

از دل مپیچ روی که شکرشکن نشد
هر طوطیی که پشت برآیینه دار کرد ۵

بی انتظار دامن خورشید را گرفت
چون شبنم آن که آینه را بی غبار کرد ۶

ای غنچه لب ز پرده برون آ که در چمن
گل چشم انتظار ز شبنم چهار کرد ۷

شد پیکرم نشان خدنگش پس از هلاک
این مشت استخوان چه همایی شکار کرد ۸

در کام شیر بستر راحت فکنده است
هرکس که خواب امن درین روزگار کرد ۹

اطعام رزق روح وطعام است رزق تن
خوش وقت آن که روزی روح اختیار کرد ۱۰

عیسی همین به چرخ چهارم نرفته است
بسیار ازین پیاده تجرد سوار کرد ۱۱

این آن غزل که سعدی شیراز گفته است
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۵۷ - زان قامت بلند نظر باز نگذرد
گوهر بعدی:غزل ۴۰۵۹ - پیش نسیم صبح گل آغوش باز کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.