هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، به توصیف عشق و زیبایی معشوق می‌پردازد. شاعر با اشاره به عناصر طبیعت مانند آفتاب، شبنم، و ماه، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. همچنین، مفاهیمی مانند عشق، رنج، و بلندهمتی در این شعر به چشم می‌خورد.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

غزل ۴۰۷۵ - لعل تو خنده بر گهر آفتاب زد

لعل تو خنده بر گهر آفتاب زد
زلف تو حلقه بر کمرآفتاب زد ۱

صد بار بیش حسن تو در مجلس شراب
جام هلال را به سرآفتاب زد ۲

دل آب شد ز جلوه طرف نقاب او
بیچاره شبنمی که درآفتاب زد ۳

شستم به خون ز صفحه دل مهر آسمان
زان دشنه ها که بر جگر آفتاب زد ۴

دل محو جلوه های تو شد این چنین شود
شبنم که خیمه در گذرآفتاب زد ۵

از چشم شور خون شفق شد به خاک ریخت
شیری که صبح بر شکر آفتاب زد ۶

دست بلند همت اگر در نگار نیست
بر سنگ می توان گهر آفتاب زد ۷

آن را که شد عزیمت صادق دلیل راه
چون صبح دست در کمرآفتاب زد ۸

هر کس سپر فکند ز آفت مسلم است
این تیغها که بر سپر آفتاب زد ۹

صائب کسی که روی نتابید از شکست
چون ماه می ز جام زر آفتاب زد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۷۴ - زین نقش نو که روی تو از خط برآب زد
گوهر بعدی:غزل ۴۰۷۶ - عاقل ز فکر چون به در کبریا رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.